بیست و پنجم تیر ماه 1386 که یک روز گرم تابستانی در اهواز بود به سراغ نمایندگی منابی در اهواز رفتیم. ما به عمد تابستان را برای رفتن به اهواز انتخاب کردیم. چون دشواری کار در اهواز وقتی معلوم می¬شود که شرایط زندگی در فصل تابستان و در حالت واقعی را از نزدیک لمس کنید. مقابله با گرما جز با استقامت و سخت¬کوشی ممکن نیست. یاد رزمندگانی می¬افتیم که هشت سال دراین هوای گرم جان عزیز خود را با خلوص نیت فدای پاسداری از میهن کردند. امروز با وجود آن که در محل کار، منزل و خودرو، همیشه کولرهای گازی روشن است اما در فرصت¬های کوتاه جابه¬جایی بین محل کار و منزل یا حتی خودرو، گزندگی حرارت تا مغز استخوان رسوخ می¬کند. اما وقتی که با گرمی استقبال نماینده سایپا مواجه شدیم به کلی گرمی هوا را فراموش کردیم. طبق روال شماره¬های گذشته نشریه پای صحبت و خاطرات نمایندگی سایپا نشستیم تا به این روش تجربیات یک نماینده موفق دیگر را به خوانندگان مجله منتقل کنیم.
بالاخره باید این مصاحبه را از یک جایی شروع کنیم!
بنده عبدالامیر منابی فرزند عبدالنبی در سعیدیه، از روستاهای هم¬مرز عراق و از توابع بستان در سال 1337 به دنیا آمدم. تا پایان ابتدایی در آن روستا زندگی کردم، دوره راهنمایی را در اهواز نزد عمویم سپری کردم. بعد هم دوره دبیرستان را در دشت آزادگان از توابع سوسنگرد گذراندم. دیپلم خود را در رشته اقتصاد در سال 1357 یعنی اول انقلاب به پایان بردم. اولیل انقلاب هم یک دوره بیکاری را پشت سر گذاشتم. دوران ابتدایی که نزد عمویم زندگی می¬کردم با فن و فوت تجارت برنج آشنا شدم.بعد از دیپلم هم به فکرم رسید درهمین رشته مشغول کار شوم و درهمان آغاز کار هم آرزوی احداث کارخانه¬ی برنج¬کوبی را در سر داشتم تا این که تلاش¬هایم نتیجه داد و با این که دو سال اول با ضرر و زیان هنگفت مواجه شدم اما به هر حال به آن آرزو جامه عمل پوشاندم. فکرش را بکنید در سال 1360 مبلغ 460 هزار تومان رقم کمی نبود. اما با کار و تلاش زیاد آن ضرر را جبران کردم. سال 1364 سازمان گسترش بازرگانی از تهران قصد خرید برنج داشت. آقای صادقیان، از تجار سرشناس اهواز مرا به عنوان کارشناس خرید برنج به این سازمان معرفی کرد. در اثر فعالیت دراین سازمان و تجربیات به دست آمده از آن کارخانه¬ی ما رونق گرفت و به یکی از کارخانه¬های درجه یک خوزستان تبدیل شد. تا این که در سال 1368 به طور کلی از تجارت در حوزه برنج تغییر مسیر دادم و فروش و خدمات پس از فروش خودرو را در پیش گرفتم.
از سال 1337 تا 1368 را که 31 سال بود ظرف 31 ثانیه خلاصه کردید! غرض نشریه از این مصاحبه¬ها انتقال تجربیات افراد موفقی است که در حوزه فروش و خدمات پس از فروش خودرو صاحب نام و اعتبار شده¬اند و اگر با زندگینامه شروع می¬کنیم قصدمان این است که بدانیم چه عواملی در کودکی یا نوجوانی وجود داشته که در اثر آن موفقیت¬ها در آینده را به وجود آورده؟ شما آن قدر زندگینامه خود را تیتروار بیان کردید که ما حتی متوجه نشدیم دوران سربازی شما که با جنگ عراق با ایران مقارن بود چگونه گذشت؟
من سال 1361 زمانی که مهندس مدنی وزیر دفاع بود از خدمت زیر پرچم معاف شدم، جنگ که شروع شد دوباره ما را برای خدمت فراخواندند. اما این بار با عذر پزشکی معاف شدم.
هر چند که سربازی خدمت نکردید اما درعمل جنگ در زادگاهتان جریان داشت و از تبعات آن بی¬نصیب نماندید؟
به هر حال جنگ باعث شد ما به یکی از روستاهای شادگان به نام منصوره مهاجرت کردیم و نزدیک به یک سال و نیم آن جا بودیم. مرحوم پدرمان آرزو داشت به حسینیه¬مان در سعیدیه برگردد و مراسم عاشورا را در حسینیه¬ خودمان برگزار کنیم. روستای بسیار پررونقی بود. امورات ما با کشاورزی، ماهیگیری و داد و ستد با شهرهای هم¬مرز عراق می¬گذشت. پدرم مغازه¬ای داشت و داد و ستد را از کودکی در همان مغازه تمرین کردیم. در دوران راهنمایی که نزد عمویم بودم، بی¬نهایت از ما کار می¬کشید. هرچند سخت بود اما امروز که یاد آن روزهای سخت می¬افتم می¬بینم هرآن چه دارم از تحمل سختی¬های آن دوره بود. به همین خاطر خودم را مدیون ایشان می¬دانم. درهمان زمان عمویم مرا به عنوان پسرش به تجار کرمانشاه معرق کرده بود و ما هم برای نان برنج می¬فرستادیم.
یعنی از سن تقریباً 12 سالگی وارد کار تجارت و داد و ستد شدید؟ برای یک کودک 12 ساله سخت نبود؟ امروز فرزاندان ما تا دیپلم در ناز و نعمت زندگی می¬کنند و جز درس و بازی کاری ندارند؟ آیا برای شروع زندگی اجتماعی خود قدری دیر آماده نمی¬شوند؟
درست است که ورود به بازار کار از کودکی یا نوجوانی مواهب و مزایایی دارد اما یک آفت هم دارد که نباید از آن غافل شد. درست است که در 12 سالگی با سخت¬کوشی وارد بازار تجارت شدم و توانمندی¬هایی نیز به دست آوردم اما همین که شیرینی پول و درآمد زیر دندان¬هایم نشست چیزی نمانده بود که از درس غافل شوم. من می¬دیدم که عمویم به شدت ازمن کار می¬کشید و ممکن بود از درس و تحصیل بمانم. برای همین وقتی دوره راهنمایی را تمام کردم برای دوره دبیرستان به سوسنگرد رفتم.
یعنی در حدود 14 سالگی زندگی مستقل خود را شروع کردید؟
با چند نفر از هم¬سن و سالانم خانه¬ای اجاره کردیم و به تحصیل ادامه دادیم. اما کار نزد عمویم بنیان¬های ورود به بازار کار را در من ایجاد کرد و به خاطر تجربه¬ای که در بازار برنج پیدا کرده بودم تصمیم گرفتم همان را ادامه دهم اما این کار مستلزم داشتن یک کارخانه¬ی برنج¬کوبی بود. برای همین، بعد از دیپلم هرچه در می¬آوردم پس¬انداز می¬کردم تا به خواسته¬ام برسم. ابتدا به اتفاق برادر بزرگم و یک شریک دیگر با قرض و قول 500 متر مربع زمین خریدیم تا آن کارخانه¬ی برنج¬کوبی را راه¬اندازی کنیم.
چه ربطی بین تجارت برنج و صنعت خودرو و خدمات پس از فروش آن وجود دارد؟ چه شد که به این سمت گرایش پیدا کردید؟
درهمسایگی ما نمایندگی مزداست. صاحب آن حاج علی مضرار با اخوی من دوست است. حاج حسن دو سال از من بزرگ¬تر است. این حاج علی همسایه ما یک بار به برادرم پیشنهاد می¬دهد که با وی به نمایشگاه بین¬المللی خودرو تهران برود. برادرم هم به او می¬گوید که من نه نمایندگی دارم و نه شغلم ربطی به آن دارد. همسایه ما نیز در جواب می¬گوید: "یک روز نمایندگی شما از ما بزرگتر خواهد شد". برادرم با تعجب از او می¬پرسد: "چه¬طور؟ مگر خواب دیده¬ای!" در جواب شنید خواستن توانستن است، اگر انسان اراده کند می¬تواند کوه را هم از جا بردارد. اتفاقاً درهمان سفر برادرم آگهی شرکت رنا را در روزنامه دید که برای اعطای نمایندگی، تبلیغی را منتشر کرده بود. چون سطح تحصیلات برادرم پایین¬تر ازمن بود فرم را به نام من پر کرد و برای شرکت رنا، سه راه آذری-که اکنون تعمیرگاه مرکزی شماره 3 سایپاست-فرستاد. بعد از یک ماه هم به درخواست ما پاسخ دادند و برای بازدید به اهواز سفر کردند. دو نفر به نام¬های آقای فریدی و آقای عتیقه¬چی به اهواز آمدند و از محلی که ما برای این کار درنظر گرفته¬ بودیم بازدید کردند. درهمان زمان هشت متقاضی در سطح اهواز فرم پر کرده بودند. اما آقایان که از تهران آمده بودند گفتند: فکر می¬کنیم شما واجد شرایط هستید.
این صحبت¬ها مربوط به چه سالی است؟
1368
آن زمان سایپا نیسان را تولید می¬کرد؟
بله اما خدماتش را شرکت رنا می¬داد. مدیر عامل آن شخصی به نام مهندس منصوری بود. برای اخذ نمایندگی دو گزینه پیش روی ما بود. یا با یکی از دوستان که تعمیرگاهی داشت شریک شویم، گزینه دوم آن که 1000 متر مربع زمین داشتیم و درآن تعمیرگاه می¬ساختیم. از نظر بازدیدکنندگان رنا گزینه دوم مناسب¬تر بود. شرکت¬های خودروسازی درآن زمان مثل حالا استانداردهای معینی برای ساخت تعمیرگاه و فضای مخصوص ارائه خدمات پس از فروش نداشتند و ما هم به روش سنّتی، سوله¬ای ساختیم. آن زمان خودروسازان اصرار به ساخت نمایشگاه هم نداشتند. به هر حال با کلی مشقّت قراردادمان با رنا نهایی و خدمات به خودروی نیسان آغاز شد. سال 1369 بعد از پایان جنگ یک¬سری لوازم یدکی متعلق به ستاد کربلا بدون استفاده باقی مانده بود داشت از بین می¬رفت. ما هم از طریق وزارت بازرگانی توانستیم جلوی این ضرر و زیان را بگیریم و این لوازم یدکی را در ارائه خدمات به نیسان مورد استفاده قرار دهیم. به این ترتیب هم برای ما سود داشت و هم جلوی ضرر و زیان از دست رفتن این لوازم را گرفتیم و اصل سرمایه به دولت بازگشت.
مرد تا بدهکار نباشد به جایی نمی¬رسد. من این را در زندگی تجربه کرده¬ام. راستش را بخواهید، من کار در بازار را از زیر صفر و با قرضی شروع کردم که از پدر خدابیامرزم بر عهده ما باقی مانده بود. 4 هزار تومان در سال 1357 یا 1358 پول زیادی بود. از عمویم قرض کردم، کار کردم و ظرف 3 ماه به او بازگرداندم. برنج¬کوبی را هم با 70 یا 80 هزار تومان راه انداختیم که بخش عمده¬ای از آن را قرض گرفتیم و بخش کوچکی را پس¬انداز کرده بودیم. نمایندگی هم با قرض و قول راه¬اندازی کردیم. کل سرمایه¬ای که برای نمایندگی گردآوردیم. در سال 1368 حدود 800 هزار تومان بود. هنوز هم طرح¬های توسعه را با همین روش انجام می¬دهیم یعنی زیر بار قرض می¬رویم تا مجبور باشیم کار کنیم و با بازپرداخت قرض، در کارمان توسعه ایجاد کنیم.
الان زیربنای نمایندگی شما چقدر است؟
حدود 8 هزار متر مربع که 1000 متر برای زامیاد، 2700 متر برای سایپا، و 2000 متر هم برای ایران¬خودرو و 1600 متر پارکینگ به هر سه نمایندگی اختصاص دارد. سال 1371 ابتدا نمایندگی سایپا را گرفتیم. سال 1379 هم که دست و بال¬مان کمی باز شده بود و آمادگی داشتیم دوباره زیربار قرض برویم و کار خود را توسعه بدهیم ابتدا در شرف عقد قرارداد برای احداث کارخانه آرد در مشهد قرار گرفتیم. جلسه توجیهی در اداره کل صنایع و معادن استان خراسان برگزار شد. حدود 2 میلیارد تومان سهم آورده ما می¬شد که از عهده برنمی¬آمدیم. با وجودی که برای شرکت در طرح صد هزار تومان صرف کردیم از خیر آن گذشتیم چون بنا نداشتیم کاری را شروع کنیم که آینده¬ی آن چندان در اختیار ما نبود و حتی ممکن بود وسط راه بمانیم. اگر می¬ماندیم کلی ضرر می¬کردیم و تمام سرمایه به هدر می¬رفت. حاج حسن، برادر بزرگم جرأت بیشتری نسبت به من دارد اما او را برحذر داشتم و گفتم: "زمین می¬خوریم". در عوض تقاضای نمایندگی ایران¬خودرو را مطرح کردیم. بنابراین امتیاز نمایندگی ایران خودرو را به نام برادر بزرگم حاج حسن منابی گرفتیم.
چه جالب، با سایپا راحت¬تر هستید یا با ایران¬خودرو؟
در مورد فروش خودرو، سایپا بهتر عمل می¬کند، برنامه¬ریزی¬ای که در فروش سایپا هست تقریباً منظم¬تر و دقیق¬تر از ایران¬خودروست. ایران¬خودرو به هر دلیلی پیش¬فروش¬هایی را شروع می¬کند که یکی از دلایل آن پر کردن خلأ موجود در سرمایه است ولی همین باعث می¬شود که نتواند به تعهدات خود به¬موقع عمل کند وگاهی موجب رنج و مشقّت مشتری و نمایندگی می¬شود. در سایپا راحت¬تریم البته گاهی هم درتولید سایپا وقفه ایجاد می¬شود، برای مثال همین کمبود مخزن گاز خودروهای دوگانه¬سوز موجب تأخیر در تحویل خودرو شده اما نسبت به ایران¬خودرو نارضایتی مشتری کمتر است.
نقاط قوت ایران¬خودرو نسبت به سایپا چیست؟
ایران¬خودرو نسبت به سایپا در خدمات گارانتی، محدودیت¬های کمتری اعمال می¬کند.
یعنی چه؟
در سایپا گاهی مورد سؤال قرار می¬گیریم و محدود می¬شویم این که چرا برای مثال خدمات بیشتری ارائه کرده¬ایم و چرا هزینه برگشتی¬ها بالاست و گاهی حدی را مشخص می¬کنند و می¬گویند خدمات به گارانتی نباید از یک حدی بیشتر شود. در ایران¬خودرو چنین محدودیتی نیست و هرگز نمی¬پرسند چرا مثلاً صد میلیون تومان دست¬مزد خدمات گارانتی شده ¬است، به هر حال ایرانی شدن و ساخت داخل قطعات باعث شده که مخارج سایپا در بخش گارانتی افزایش پیدا کند. وقتی زمان دریافت دست¬مزد می¬شود در سایپا ممکن است بشنویم که: "آمارتان خیلی بالا کشیده!" یا "به خط قرمز نزدیک شده¬اید". البته فقط در حد تذکر است ولی همین هم دست و بال ما را در ادامه ارائه خدمات می¬بندد.
البته ایران¬خودرو برای ارائه بعضی خدمات اصلاً مجوز نمی¬دهد،اما نقطه قوت سایپا این است که به نمایندگان معتمد خود مجوز لازم را داده و تعداد اقلامی که در سایپا تعویض آن به صورت گارانتی نیاز به مجوز دارد بسیار کم و محدود است. در ایران¬خودرو تعداد این اقلام بیشتر است و از طریق ایمیل (نامه الکترونیکی) ممکن شده البته همین موضوع تأخیر در ارائه خدمات را به وجود آورده چون ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا جواب ایمیل دریافت شود و همین برای مشتری ایجاد نارضایتی می¬کند. البته ما برای کاهش این نارضایتی شگردهایی به کار می¬بریم. در مورد بعضی از مشتری¬ها ممکن است به توافق برسیم که به هزینه مشتری خدمات ارائه دهیم و در صورت اخذ مجوز پول مشتری را به وی برگردانیم، البته این روش در مورد همه مشتری¬ها قابل اجرا نیست.
حتماً با مواردی مواجه شده¬اید که نیاز به بهبود دارد و برای جلوگیری از نارضایتی مشتری بهتر است مورد توجه قرار گیرد؟
بله برای مثال برای مشتریانی که نمی¬توانند در موعد مقرر مابه¬التفاوت قیمت خودرو خود را بپردازند، زمان مجددی اعلام می¬شود که کمی طولانی است و معمولاً مشتریان کلافه می¬شوند و صبر خود را از دست می¬دهند البته شرکت هم حق دارد چون به هر حال ظرفیت تولید مشخص است و اولویت تحویل از آن کسانی است که سر نوبت خود هستند ومابه¬التفاوت را به موقع پرداخت می¬کنند. اما سه یا چهار ماه انتظار هم برای مشتریانی که نتوانسته¬اند به موقع مابه¬التفاوت را پرداخت کنند زیاد است. همین موضوع گاهی مشتریان را به شدت ناراضی می¬کند.
برای کسانی هم که خودروی خریداری شده خود را به مشتری دیگری واگذار کرده و در اصطلاح "صلح کرده" نمی¬توان مشکل یادشده را از طریق "خودروی امانی" حل کرد. این مشتری¬ها بارها مراجعه می¬کنند و ما نمایندگان جوابی نداریم. ما نسبت به رضایت مشتری حساس هستیم، ما هشت برادریم و هیچکدام دوست نداریم حتی یک مشتری از ما برنجد. معمولاً نمایندگانی موفق هستند و کارشان رونق می¬گیرد که مشتری را راضی نگه می¬دارند. چون مشتری راضی به نمایندگی اعتماد می¬کند مهم¬ترین سرمایه نمایندگی¬ها اعتماد و اعتباری است که در میان مردم به دست می¬آورند. ما تا سال 1383 در استان خوزستان مقام اول فروش را داشتیم اما از 1384 به بعد مقام اول را نمایندگی شرکت کُجور اهواز به دست آورده است.
چه پیشنهادی درباره خدمات پس از فروش دارید؟
ماهمیشه کمبود قطعه داریم، بخصوص قطعاتی که مصرف آن بالاست و به صورت سهمیه¬بندی برایمان می¬فرستد. در اهواز قطعات کولر خیلی مصرف دارد و نیاز ما بسیار زیاد است. به نظر من باید در مورد قطعات کولر اولویت را به نقاط گرمسیر بدهند. اگر نمایندگی تبریز مثلاً به 10 قطعه نیاز دارد ما در اهواز به 100 قطعه نیاز داریم. روزانه 50 خودرو برای کولر به ما مراجعه می¬کنند که در استان¬های دیگر این رقم پایین¬تر است. به عبارت دیگر اگر قطعات کولر به اندازه برای ما ارسال شود، ظرفیت پذیرش ما از 70 خودرو در روز به حدود 140 دستگاه خواهد رسید. اگر قطعه داشته باشیم حتماً شیفت بعد از ظهر را نیز راه¬اندازی خواهیم کرد.
چند نفر دراین نمایندگی کار می¬کنند و روزی خود را به دست می¬آورند؟
فقط در سایپا 75 نفر شاغلند. در ایران¬خودرو نزدیک به 50 و در زامیاد هم حدود 13 نفر
با ضریب چهار به ازای هر خانواده هم که در نظر بگیرید حدود 600 نفر. هر چند در خوزستان خانواده¬ها از 4 نفر بیشترند!
ارتزاق با خداست. نمایندگی¬های ما بهانه¬ای است که این پرسنل بتوانند خود را به دست آوردند. خداوند خودش ما را وسیله و سببی قرار داده تا این نمایندگی¬ها را راه¬اندازی کنیم تا عده¬ای مشغول شدند.
چرا شعبه¬ای در داخل شهر ایجاد نمی¬کنید؟
البته ما همیشه به فکر توسعه بوده¬ایم. در داخل شهر هم زمین بسیار گران است و از عهده برنمی¬آییم. برای مثال در محله گلستان قطعه بزرگ و مناسب برای نمایندگی گیر نمی¬آید. اما به هر حال برای دو برادر کوچک¬مان در فکر راه¬اندازی نمایندگی هستیم. متأسفانه قیمت املاک و مستغلات بسیار بالاست. با وجود این ما دست از امید و تلاش برنمی¬داریم، دو و نیم هکتار پشت نمایندگی خودمان خریده¬ایم و دو سالن برای توسعه کار ایجاد خواهیم کرد. اگر خدمات پس از فروش تندر90 آغاز شود درمجموع به 5 خودروی سایپا در این سالن¬ها سرویس خواهیم داد.
فروش C5 چگونه است؟
اخیراً مجوز فروش آن صادر شده، هرچند خودروی اروپایی است و نسبت به سوناتا و کمری بهتر است اما قیمت آن طوری است که در اهواز استقبال زیادی از آن نشده است. خودرویC5 مجهزتر است اما از نظر شکل و شمایل قیمت آن کمی تند است. آزارا حدود 43 و سوناتا حدود 33 میلیون تومان است.
بر خلاف آن که در نشریه اندیشه گستر انتظار گفت و گوی جدی در مورد صنعت خودرو و به خصوص خدمات پس از فروش در نمایندگیهاست اما گاهی اطلاعات در مورد زندگی شخصی نمایندگان هم به درک ریشههای موفقیت و رونق در کار کمک میکند. برای همین اگر اشکالی نمیبینید کمی در مورد زندگی خصوصی و شخصی خود صحبت کنید؟
من در اردیبهشت 1362 ازدواج کردم، فرزند اول ما دختر بود اما در سن پنج و نیم سالگی در گذشت. بعد از آن خدا به ما دو فرزند پسر عطا کرد، اولی، آقا مرتضی و دومی آقا مصطفی که به فاصله 13 ماه از هم به دنیا آمدند. مرتضی دیپلم گرفت اما هر کاری کردیم علاقهای به ادامه تحصیل نشان نداد. اما خوشبختانه مصطفی حداقل علاقه نشان میدهد و امیدوار است بتواند در مهندسی شیمی و اکتشاف نفت ادامه تحصیل دهد. هر چقدر هم از سخت¬کوشیهای خودمان در دوران کودکی و نوجوانی در گوششان زمزمه میکنیم تأثیری ندارد و به ذهنشان نمیرود. عموی ما با کارهای زیادی که از ما کشید باعث شد خود¬ساخته و با استقامت بار بیاییم. تا انسان سربازی خدمت نکند خودساخته نمیشود. تا مرد رنج نبیند نمیتواند در کارش موفق باشد. مرتضی از موهبت سربازی هم محروم ماند چون به دلیل ضعف چشم معاف شد. دومی میگوید امیدوار است بعد از لیسانس خدمت کند. بعد از این دو پسر چند سالی آه و حسرت دختر داشتیم و یاد و خاطره دختر اول ما هم تأثیر زیادی داشت؛ دختر بسیار زیبا و مؤدبی بود، به همسرم گفتم حاضر شو به پا بوسی بارگاه حضرت معصومه برویم و طلب دختر کنیم و نامش را هم معصومه بگذاریم. بعد هم برویم امام رضا (ع) که خواسته ما راتأیید کند. شاید ده ماه بعد از تقاضا از حضرت معصومه، خداوند معصومه را به ما داد و در همان روز قرار داد شرکت رنا هم امضاء شد. از حق نگذریم دختر نعمت بزرگی است. من این را به عینه دیده¬ام، خداوند به ما کمک کرد و تغییر شغل دادیم.
شرکت رنا به راحتی این امتیاز را به ما نمیداد چون متقاضی برای نمایندگی زیاد بود. جهادگری به نام آقای بیاتی تازه وارد سیستم شده بود، در حقیقت از وزارت جهاد به شرکت رنا مأمور شده بود، هم او راهنمایی کرد که از نماینده مجلس شهر اهواز تأییدیه بگیریم. با نماینده مجلس که از آشنایان ما بود تماس گرفتیم و قرار شد ایشان به دفتر رنا در تهران بیاید و تأیید کند ما در استان خوزستان از عهدهی این کار برمیآییم. صبح روز قرار، ساعت 9 هر چه منتظر ماندیم نیامد، تا این که خودش با تلفن با مدیر شرکت رنا تماس گرفت و گفت: خودرواش در میان راه خراب شده است. خلاصه این که هر دو خبر خوش در یک روز به من رسید، هم عقد قرارداد نمایندگی رنا، هم قدم نو رسیده. آن قدر خوشحال شده بودیم که برادران و خواهرانم گفتند نام دخترم را رنا بگذاریم اما در جوابشان گفتم از همان اول اسمش را معصومه گذاشتهایم. در سال1373 هم فرزند آخر یعنی مرضیه به دنیا آمد. امروز هم که به مدرسه راهنمایی میرود شاگرد بسیار زرنگی است و با معدل بالا قبول میشود.
برگردیم به بحث جدی خدمات پس از فروش. به نظر شما در حال حاضر مهمترین نقطه بهبود کجاست، به عبارتی کدام عامل بیشتر از همه موجب نارضایتی است؟
از زمانی که قرار شد خودروها دوگانه سوز تحویل مردم شوند و به دلیل کمبود مخزن بعضی از خودروها بدون مخزن تحویل مردم شده، تأخیر در تأمین مخزن این خودروها عامل مهمی در بدبینی و نارضایتی است.
در اهواز به اندازه کافی ایستگاه سوخت گاز طبیعی ساخته شده؟
سه یا چهار ایستگاه احداث شده است.
به تازگی گواهینامه استاندارد ایزو را نیز به دست آوردهاید؟ به نظر شما تأثیری روی خدمات پس از فروش دارد؟
مسلم است که کارها را بهتر میکند، به نمایندهها برنامه میدهد و موجب آراستگی و نظم هم میشود. کسی که دنبال کند به یقین نتایج بهتری میگیرد. ایزو به مراتب از نظام آراستگی یاS5 مؤثرتر است.
خودروهای فرسوده چه طور ؟آیا موجب رونق کار شده و در امر خدمات پس از فروش هم تأثیری داشته؟
در حال حاضر خودروهای فرسوده معضلی است که باید به حال آن فکری شود. در نرم¬افزار سایپا و براساس فرمهای طراحی شده وقتی چاپ میگیریم تا به مشتری بدهیم به¬طور خودکار تحویل خودرو را 15 روز پس از ثبت اعلام میکند. اما داریم مشتریانی را که قسط دوم و سوم خودروی خود را پرداخت کردهاند اما خودرویشان را تحویل نگرفتهاند. پیش از عید هر آن چه تحویل دادیم بدون مخزن بود که آن خودش معضلی است. بعد از عید هم که طرح پیشرفت نداشته است. ازطرفی به تأکید دولت، خودروساز مجبور است دوگانه سوز تحویل دهد که هنوز ظرفیتسازی لازم برای آن به وجود نیامده است. اگر برنامهی نرمافزاری در مورد خودروهای فرسوده طوری طراحی شود که تحویل دو یا سه ماه بعد اعلام شود مشتری تکلیف خود را میداند اما سایپا محدودیت دارد چون در آن صورت باید سود ناشی از تأخیر به مشتری بدهد. گاهی به دلیل تأخیر طولانی ناسزا شنیدیم. مشتری تأخیر طولانی را به هر دلیلی که باشد از ما نمیپذیرد. باید ظرفیتهای تولید خودروی دوگانه¬سوز افزایش یابد تا مشکل حل شود.
تندر 90 چه وضعی دارد؟
ما که هنوز از تندر چیزی ندیدیم. تازه فقط 7 دستگاه به ما تعلق گرفته که در حال اخذ ما به التفاوت هستیم تا در زمان مقرر خودروی مشتریان را تحویل دهیم.
بد نیست برای مستندسازی هم که شده در مورد قیمتها، مدلها و ما¬به¬التفاوت به عنوان آخرین سوال صحبت کنید.
مدلE1 پنج میلیون و ده هزار تومان پیش پرداخت داشت، تا به امروز هم 230 هزار و 600 تومان هم سود مشاکت به آن تعلق گرفته، پس مجموع پیش¬پرداخت 5 میلیون و 240 هزار تومان است. ما¬به¬التفاوت اعلام شده برای این مدل 4 میلیون و935 هزار و 370 تومان است. جمع آن 10 میلیون و 175 هزار و 970 تومان است. به عبارتی مبلغ پایه را 9 میلیون و 600 هزار تومان زدهاند، سه درصد مالیات و عوارض شمارهگذاری جمعاً به مبلغ 279 هزار و 600 تومان، هزینه بیمه شخص ثالث آن 271 هزار و 370 تومان است. 25 هزار تومان هم هزینهی خدمات شمارهگذاری است که جمعاً 10 میلیون و 175 هزار و 970 تومان شده است. قیمت پایه مدل E2، 10میلیون و 600 هزار تومان است. یعنی ثابت یک میلیون تومان از مدل E1 گرانتر است. 5 میلیون و 20 هزار تومان پیش پرداخت داشته که با سود مشارکت 227 هزار و 800 تومان مجموع پیش پرداخت به 5 میلیون و 247 هزار و 800 تومان رسیده مبلغ ما¬به¬التفاوت 5 میلیون و 157 هزار و 270 تومان است.. مدل E2 بنزین¬سوز و با گیربکس معمولی است.
احمد فرهادی-علیرضا عبادتی
|