مارک اسکات
ترجمه: حمیدرضا نعمتاللهی
بیزینسویک: جرومه دلورمه، جوان بیستوسه سالهای است که بهتازگی لیسانسش را از یکی از دانشگاههای معتبر جهان گرفته است. وقتی از بیرون به این جوان نگاه میکنیم، انتظار داریم که بهترین فرصتهای شغلی در انتظار او باشد و پستهای مناسبی در شرکتهای مختلف برای او فراهم باشد؛ هرچند که شرایط بازار کار بر وفق مراد نباشد، اما شرایط طور دیگری است. حالا سه ماه است که او به دنبال کار میگردد و پس از این مدت تنها چیزی که نصیبش شده، کار در یک تشکیلات غیر انتفاعی است. یک شهروند فرانسوی دربارة وضعیت بیکاری میگوید: بحران اخیر، بهدست آوردن یک شغل واقعی را خیلی مشکل کرده است.
دلورمه، نمونهای است از نسلی که در اروپای امروز زندگی میکند. بیشتر دوستان او هم چنین وضعیتی دارند؛ همانطور که 5 میلیون جوان دیگر در اروپا همین وضعیت را دارند. چنین رقمی20 درصد از جمعیت زیر 25 سال در حوزة اتحادیة اروپا است. این میزان نسبت به سال گذشته رشدی 3 درصدی داشته است و بالاتر از نرخ کلی 9/8 درصدی بیکاری در اروپا است. در برخی از کشورها وضعیت از این هم بدتر است. نزدیک به 37 درصد از جوانان اسپانیایی نمیتوانند کار پیدا کنند. در فرانسه این عدد 24 درصد است که در مقایسه با 17 درصد بیکاری جوانان در آمریکا، 7 درصد بیشتر است.
سیاستگذاران و تصمیمگیران از این نگرانند که تداوم بیکاری جوانان به آسیب دیدن کیفیت کار و فعالیت تمام این نسل جوان بینجامد. تا زمانی که وضعیت اقتصادی بار دیگر بهبود یابد، بسیاری از کسانی که هماکنون زیر 25 سال دارند، بالای 25 سال خواهند بود و جمعیت جوانان جویای کار هم به بازار کار وارد میشوند تا برای بهدست آوردن کار با آنها رقابت خواهند کرد.
اما ترس بزرگ اروپایی ها چیز دیگری است. آنها میترسند که نسل جوانان امروز اروپا به سرنوشتی شبیه به «نسل گمشدة ژاپن» در دهة 1990 تبدیل شود. نسل گمشده کسانی بودند که در ویرانههای رکود اقتصادی دهة نود پا به سن گذاشته بودند، اما فاقد مهارتی خاص برای یافتن شغل مناسب بودند. وضعیت نسل گمشده حتی با بهبود اوضاع اقتصادی هم حل نشد.
برنامههای دولتی
اگر چنین اتفاقی بیفتد، قارة اروپا باید با تعداد زیادی از جوانان بیکاری که به دنبال شغل مناسب میگردند، دستوپنجه نرم کند. تظاهراتهای خشونتآمیزی که اوایل امسال در اروپای شرقی روی داد، سیاستمداران را نسبت به عواقب اجتماعی این اوضاع بهطور جدی آگاه ساخت. یکی از فعالان در زمینة تجزیه و تحلیل وضعیت اشتغال در این باره میگوید: «اکنون بیشتر کشورها در جهت درستی گام برمیدارند، اما هنوز این خطر وجود دارد که بیکاری تا سال دیگر هم با همین شدت رشد داشته باشد.»
هماکنون دولتها میلیاردها دلار هزینه میکنند تا جوانان را در دانشگاهها و مراکز فنی و حرفهای مشغول نگهدارند با این هدف که تا بهبودی اوضاع اقتصادی کمترین متقاضی به بازار کار وارد شود. در 29 ژوئن، نخستوزیر انگلیس از لایحهای خبر داد که طی آن بودجهای معادل 6/1 میلیارد دلار برای ایجاد 100 هزار شغل اختصاص داده میشود. در این طرح، جوانانی که بیش از یک سال بیکار بودهاند، در اولویت هستند. در 24 آوریل هم رئیسجمهور فرانسه اعلام کرد که طرحی را به ارزش 9/1 میلیارد دلار و با هدف ایجاد 500 هزار شغل تا سال 2010 آغاز خواهد کرد. در این طرح به شرکتهایی که جوانان را استخدام کنند، کمکهای مالی اعطا میشود و علاوه بر آن در مشاغل فنی هم 12 درصد افزایش سرمایهگذاری دولتی در نظر گرفته شده است.
با وجود این، بسیاری نسبت به اثربخش نبودن این فعالیتها نگرانند. یکی از اساتید دانشکدة اقتصاد کیس، در این باره میگوید: «ایجاد شغل برای جوانان، فشار زیادی را بر دولتها تحمیل کرده است، اما من نمیدانم که چقدر این اقدامات در کوتاهمدت اثربخش خواهد بود.»
همچنین، بسیاری از فعالان در حوزة فعالیتهای تولیدی و خدماتی بر این باورند که دورههای کارآموزی جدید و ورود نسل جدیدی از متخصصان جوان بر وضعیت اشتغال بزرگسالان هم تأثیر میگذارد و علاوه بر آن، اگر سرمایهگذاریهای دولتی در این مسیر قطع شود، به تثبیت عدم تعادل بازار شغل خواهد انجامید.
یکی از فعالان انگلیسی در حوزة سیاستهای شغلی در این مورد میگوید: «در دهة 1980 هم برنامههای مشابهی اجرا شد که البته با شکست مواجه شد، زیرا در آن طرح هم سعی شد تا جوانان را با کمترین مهارت در بازار کار نگهدارند، اما با بهبود وضعیت اقتصادی، دیگر هیچ جذابیتی برای فعالیت نسل جوانان دهة 1980 در حوزههای جدید و تخصصیتر وجود نداشت.»
وضعیت بیکاری در اسپانیا
با وجود نظامهای تأمین اجتماعی در اروپا و حمایتهای دولتی از حقوق و مزایای بیکاران و خدمات بهداشتی و درمانی، فشار کمتری بر دوش دولتهای اروپایی وجود دارد و نگرانی آنها در مقایسه با همتایان آمریکاییشان کمتر است. بسیاری از جوانان اروپایی ترجیح میدهند در شرایط فعلی در خانة پدری بمانند و نگرانی زیادی از بیکاری نداشته باشند. مثلاً در حال حاضر، بیش از نیمی از جوانان زیر 30 سال روزها را در خانه سپری میکنند.
اما این دلیل نمیشود که اسپانیاییها نسبت به بحران بیکاری نگران نباشند. با وجود بحرانهای اخیر که از سال 2007 نمایان شد، بسیاری از جوانان زیر 25 سال، تحصیل خود را رها کرده و به دنبال کار رفتهاند. بسیاری از این جوانان بهصورت قراردادی کار میکنند و پس از پایان تعهدشان بار دیگر بیکار خواهند بود. بیشتر آنها مهارت کاری چندانی ندارند، زبان خارجی نمیدانند و از فناوری اطلاعات (IT) سر در نمیآورند، در حالی که تقاضا در این بخش نسبتاً بیشتر است. کارلوس سرانو، مهندس برق است و بیستوپنج سال دارد. او یک سال است به دنبال کار میگردد و هنوز هم بیکار است. او دربارة وضعیت فعلی میگوید: «بحران اقتصادی، فارغالتحصیلان دانشگاهها را در بدترین زمان ممکن وارد بازار کار کرد.»
29 جولای 2009
|