چکیده
برنامه ریزی و تصمیمگیری در شرایط ناپایدار محیط بیرونی، به عنوان دو وظیفه اصلی مدیریت، از چالشهای بزرگ مدیران در دهههای اخیر بوده است. تلقی درست درباره سازمان به عنوان یک سیستم باز که دائماً با محیط پیرامون خود در ارتباط بوده و از تغییر و تحولات آن تأثیر میپذیرد لزوم آشنایی و بهرهگیری از دانش مدیریت استراتژیک را دو چندان مینماید. سازمانها از دیرباز در یک نقطه اشتراک داشتهاند و آن معطوف داشتن رویکردها و تمرکز تمام تلاشها به سمت رسیدن به نتایج میباشد؛ نتایجی که به ایجاد مزیت رقابتی منجر شود و در شاخصهای عملکرد سازمان مؤثر و تعیینکننده باشد. سرعت و کیفیت رسیدن به شاخصهای عملکرد در دنیای رقابتی، به انتخاب روشهای تشخیص و بکارگیری توانمندسازهای سازمانها و شایستگیهای کلیدی آنها بستگی دارد، لذا در این مقاله ابتدا به بررسی شش سیگما و کارت امتیازی متوازن هر کدام به صورت جداگانه پرداخته و سپس نشان می دهیم که از کارتهای امتیازی متوازن می توان به عنوان پیش نیاز متدولوژی شش سیگما از دیدگاه مدیریت استراتژیک به منظور انتخاب هر چه بهتر پروژه ها استفاده نمود و سپس مدل تلفیقی کارت امتیازی متوازن و شش سیگما از دیدگاه مدیریت استراتژیک ارائه می گردد. |