بابک اسماعیلی
این در حالی است که اغلب کارشناسان اقتصادی همچنان معتقدند که با توجه به عدم مشارکت ایران و مشکلات گسترده و پیچیدة موجود بر سر راه عملیاتی شدن این پروژه، امضا کردن این موافقتنامه بیشتر یک پیام سیاسی برای مسکو است تا آنکه یک مفهوم عملیاتی داشته باشد.
طرح خط لولة ناباکو مشکلات و ابهاماتی دارد که در صورت برطرف نشدن آن ها و دخالت ندادن ایران در این پروژه، اجرایی شدن این خط لوله بیشتر به رؤیا می ماند تا واقعیت. در این راستا تأثیر این خط لوله بر معادلات انرژی در منطقه را از چند زاویه می توان مورد بررسی و تحلیل قرارداد:
1. آنچه کشورهای اروپایی را بیش از پیش برای اجرایی نمودن این خط لوله متحد و مصمم کرده، وابستگی شدید این کشورها به انرژی روسیه و استفادة مسکو از انرژی به عنوان یک اهرم ابزاری در جهت تأمین منافع و سیاستهای راهبردی کرملین است. استفادة مسکو از سلاح انرژی تاکنون دوبار به طور جدی اروپایی ها را به وحشت انداخته است. تجربة مناقشة گازی روسیه و اوکراین در دسامبر 2008 میلادی یکی از آنها است. در پی این مناقشه، کشورهای اروپای مرکزی و جنوب اروپا با کاهش شدید واردات گاز در فصل سرما مواجه شدند.
سران اتحادیة اروپا برای رهایی از وابستگی به انرژی روسیه تاکنون طرح های متعددی ارائه کرده اند که مهم ترین آنها همین پروژة موسوم به «ناباکو» است. بر اساس این طرح، گاز تولید شده در آذربایجان و آسیای مرکزی از طریق خط لوله ای با عبور از خاک گرجستان به ترکیه و از آنجا به اتریش منتقل خواهد شد. خط لولة 3300 کیلومتری ناباکو که برای احداث آن دست کم 10 میلیارد دلار مورد نیاز است، قرار است سالانه 31 میلیارد متر مکعب گاز را طی دو مرحله به اروپا منتقل کند. بنابراین خط لولة جدید با وجود چالش ها و معضلات ویژة خود، یکی از خوش بینانه ترین پروژه ها برای محدود کردن وابستگی اروپا به گاز روسیه قلمداد می شود.
2. طبیعی است که روس ها اساساً با این پروژه موافقت نکنند. این مخالفت تا بدان حد استراتژیک است که «الکساندر دوگین» کارشناس مشهور روسیه در گفتوگو با روزنامة روسی کامرسانت اظهار داشته: «برای جلوگیری از اجرای خط لولة گاز طبیعی ناباکو اگر لازم باشد، جنگ جدیدی را نیز باید آغاز کرد. وی در ادامه گفته است: «گاز طبیعی مسئله ای ژئوپلتیک برای روسیه است و اگر لازم باشد، باید در این پروژه مداخلة نظامی هم صورت گیرد.»
3. روس ها در خصوص پروژة باکو-تفلیس-جیحان نیز دیدگاه مثبتی نداشتند، اما دولت آمریکا با حمایت های سیاسی و اقتصادی همهجانبه از کشورهای آذربایجان، گرجستان و ترکیه که در مسیر این خط لوله بودند و با تزریق منابع مالی کلان، این پروژه را اجرایی کرد؛ با وجود آنکه منطق و صرفة اقتصادی هم نداشت. بنابر این در حوزة قفقاز و خط لولة ناباکو نیز آنچه مهم است، مسألة قدرت و رقابت های استراتژیک کشورها در این حوزه است. کشورهای اروپایی تنها چنانچه با کشورهای منطقة قفقاز و بهویژه جمهوری اسلامی ایران همکاری کنند، می توانند این پروژه را اجرایی کنند.
4. آمریکا با فشار بر اتحادیة اروپا، خواستار کنار گذاشتن ایران و عدم استفاده از پتانسیل عظیم انرژی کشورمان در این پروژه است. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران بهتنهایی بیش از 16 درصد از ذخایر گازی دنیا را در اختیار دارد و ذخایر اثبات شدة آن نیز از ذخایر گاز دیگر شرکتکنندگان در نشست بوداپست، مانند جمهوری آذربایجان، مصر، عراق و ترکمنستان بیشتر است. مقامات ایرانی بارها اعلام کرده اند که قادرند بهتنهایی سالانه 37 میلیارد متر مکعب گاز به اروپـا صادر کنند. بنابر این بدیهی است که با شکل گیری چنین خط لوله ای و دسترسی اروپاییان به انرژی ایران، وابستگی اروپا به گاز روسیه بهشدت کاهش می یابد. سخنان «وولفانگ روتن استورفر» مدیر اجرایی شرکت O.M.V اتریش که یکی از اعضای کنسرسیوم خط لولة ناباکو نیز هست، تأییدی بر این ادعاست. وی اظهار داشته: «ایران دومین ذخایر بزرگ دنیا را دارد و اینکه بگوییم نباید گاز ایران از طریق این خط لوله منتقل شود، بیمعنی است.»
5. ایران در پاسخ به این حرکت آمریکا و همپیمانان منطقه ای خود در اروپا و آسیا، احداث خط لولة پارس (Persian Pipeline) را به طول 1740 کیلومتر به منظور انتقال گاز ایران به اروپا در دستور کار خود قرارداده است. هدف از اجرای این طرح، انتقال روزانه 110 میلیون متر مکعب و سالانه 37 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی تولید شده از 5 فاز 20 تا 24 میدان پارس جنوبی (بزرگترین مخازن مشترک گازی جهان) به اروپا است. این مقدار 20 درصد بیشتر از گاز انتقالی ناباکو و پروژة جریان جنوبی (ساوث استریم) است که به تنهایی حدود یکچهارم نیاز گازی اروپا را تأمین می کند. از سوی دیگر، احداث خط لولة پارس تنها 8 میلیارد دلار هزینه خواهد داشت که بسیار کمتر از طرح «ناباکو» و «ساوث استریم» است.
|