امید تشت زر
دلهای مستعد، همچون زمینهای آمادهاند که پیامهای راستین، آنها را به کشتزار خوبی و نیکی مبدل میکند. «فضیل عیاض» آیهای شنید و نهتنها از راهزنی دست کشید، که به جاهایی رسید که بسیاری عالمان نرسیدند. «زهیر بن قین» در راه کربلا، پیام سلام سیدالشهدا (س) را که شنید، لقمة در دستش را هم بر دهان نگذاشت و به سوی میعادگاه امام عشق حرکت کرد. پیام راستین گاهی در آیهای، گاهی در سلامی، گاهی در لبخندی، گاهی تا نسلها در دلهای مردمان منتقل میشود تا هنگام شکوفاییش برسد و به منصة ظهور برسد و این نیست جز از انوار ولایت تکوینی.
جاذبة امام غایب، از پشت ابرهای غیب، دلهای بسیاری را کشتزار پیام حق کرده. امواج جاذبة معنوی ایشان جانهای زیادی را هدایت نموده و از سرگردانی رها ساخته است. این جاذبه دلهای مستعد را متوجه ایشان میگرداند و تأمل در معرفتش، انتظار حرکتبخش را میسازد؛ انتظاری که عقیدهای سترگ و پایداری امتی را در مقابل ظلم و جور در پی دارد. انتظاری که تفسیر «پیروزی خون بر شمشیر» است. همچون تبر ابراهیم و عصای موسی است. شمشیر داوود را میماند و در آن محمد (ص) و خروش جاویدان علی (ع) متجلی است. انتظار پیام ظهر عاشورا که همچون آتشفشان در دل منتظران ظهور کرده و داغ آن تا ابد بر سینة مؤمنان باقی خواهد ماند. منتظران ظهور، خواهان آرمان عظیم عدالتاند؛ عدالتی که پیامبران پیامآور آن بودهاند و امامان تعلیمبخش آن.
از هجرت پیامبر تا جهاد علی در صفین و نهروان و از صلح امام حسن، از حماسة خورشیدی عاشورا تا همة جهادها و شهادتهای قرنهای انتظار، همه و همه آرمانخواهی عدالت بوده که فریاد شده است. انتظاری که پیامبر آن را بهترین اعمال امت خویش میخواند و اصحابش را نوید داده که:
«شمایان اصحاب من هستید، لیکن برادران من مردمی هستند که در آخرالزمان میآیند. آنان به نبوت و دین من ایمان میآورند با اینکه مرا ندیدهاند، اعتقاد و دین خویش را بهسختی نگاه میدارند؛ چنانچه گویی درخت خار مغیلان را در شب تاریک با دست پوست میکَنند یا آتش پردوام را در دست نگاه میدارند. آن مومنان، مشعلهای فروزانند در تاریکیها، خداوند آنان را از آشوبهای تیره و تار نجات خواهد داد.»
سپس به اصحاب خویش نهیب میزنند که: «اگر شما در شرایط آنان قرار بگیرید، آن تحمل و شکیبایی را که آنان دارند، نخواهید داشت.»
فرزند پیامبر ظهور خواهد کرد و برادران پیامبر به کمکش خواهند شتافت. خورشید از پشت ابر بیرون خواهد آمد و شعاعهای نور به همراهش خواهند تابید و با انرژی و قوت زمین مرده را خواهند نواخت.
«پرچمهای سیاه به خونخواهی سیدالشهدا از جانب مشرق خواهند آمد که بر گرد آنان افرادی هستند با دلهایی همچون پارههای سخت و محکم آهن.»
آری امام ما دیگر غریب نخواهد بود. دیگر سرهای بهترینهای امت پیامبر بریده نخواهد شد و بر سر نی نخواهد رفت. دیگر زهر به کام خوبان نخواهد ریخت. او دیگر تنها نخواهد ماند، بلکه «پارههای آهن»، محکم و سخت، در گرد وجود او به جنب و جوش خواهند آمد:
«آنان مردانی هستند فولاددل که همة وجودشان یقین به خدا است. مردانی سختتر از صخرهها که اگر به کوهها روی آرند، آنها را از جای برکَنند. درفش پیروزمند آنان به هر شهر و پایتختی که روی نهد، آنجا را به سقوط وادار سازد. گویی آنان عقابانی تیز چنگاند که بر مرکبها سوارند. این شیرمردان پیروز و عقابان تیزچنگ، برای تبرک و فرخندگی، دست خویش را به زین اسب امام میکشند و او را در میان میگیرند و جان خویش را در جنگها پناه او میسازند و هر چه او اشاره کند، با جان و دل انجام میدهند.
برخی از آنان شبهنگام نخوابند. زمزمة قرآن و مناجاتشان همچون صدای زنبوران عسل فضا را آکنده سازد. تا بامدادان به عبادت خدا بایستند و صبحگاهان بر مرکبها سوار شوند. آنان راهبان شباند و شیران روز و هم آنانند که گوش به فرمان امام خویشند. ...
پارههای آهن و همچون مشعلهای فروزان، راه را به راهماندگان نشان دهند. دلهای استوارشان همچون خورشید میدرخشد. ...
تنها از خدای خویش میترسند. فریاد تکبیرشان بلند است. طالب شهادتند و شعار خونخواهی سیدالشهدا را سر میدهند. به هر سوی که روی آورند، ترس و بیم از هیبتشان پیشاپیش در دل مردمان میافتد و تاب مقاومت از دشمنان میگیرد. این خداجویان سبکبال به سوی خداوند خویش روی میآورند و خدا به دست آنان امام حق را یاری میفرماید.»
آنان به عدد اصحاب بدرند؛ سیصد و سیزده تن که امیرالمؤمنین در خطبة همام وصفشان میکند و از شوقشان آه میکشد، شیران روز و زاهدان شب. بهترین دلاوران زمیناند و دلهایی همچون تکههای آهن دارند تا در آن هنگامة بزرگ نلرزند و خم به ابرو نیاورند.
از هنگامة نخستین برخورد حق و باطل که هابیل به شهادت رسید، از نوح و موسی و عیسی تا شکستن سر پیامبر و تا خونین شدن محراب مولا، تا سر نیزه رفتن سر امام عشق و تا همة ظلمهای تاریخ، این خون حق بوده که بر زمین ریخته و خداوند صبر خویش را بهدست امام عدل پایان میبخشد و حق را در زمین جاری خواهد ساخت. باطلان لجوج که اهل حق را با منطقشان به سر دار میکردند، ابتدا با اصل منطق در ستیزند و با اتمام حجت تار و مار خواهند شد.
با شعار «انّ الله یأمر بالعدل و الاحسان» همهجا را عطر خوش عدالت فراخواهد گرفت. آبادیها و شرکتها رنگ آفتاب خواهند گرفت. زشتیها و پلیدیها از جامعه رخت برخواهد بست. نابسامانیها از میان خواهد رفت و امام حق دست خویش را بر سر بندگان خدا خواهد کشید. آنگاه درهای علم و معرفت بر جان و دل بشر گشوده خواهد شد. زندگی از امتیازهای پست مادی تهی خواهد گشت. آن روز عصمت جاویدان زنده خواهد گشت و ایمان مجسم خواهد شد. نور ایمان بر جان بشر خواهد تابید و انسان به سوی جاودانگی قدم برخواهد داشت. آن روز همه جا و همه چیز نور خواهد بود و روشنایی ...
اللهُمَّ أرِنِی ٱلطَّلْعَة ٱلرَّشیدَة وَ ٱلْغُرَّة ٱلْحَمیدَة وَ ٱکْحلْ ناظری بِنَظْرَةٍٍ مِنّی اِلَیْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَهُ وَ سَهِّلْ مَخْرَجَهُ وَ أوْسِعْ مِنْهَجَهُ وَ ٱسْلُکْ بی مَحْجَتَهُ وَ ٱنْفَذْ أمْرَهُ وَ ٱشْدُدْ أزْرَهُ.
|