هالیدی نیز نظریة خود را دربارة وقوع انقلاب ایران در مقالهای تحت عنوان «توسعة ناهمگونی و مردمگرایی مذهبی» بیان نموده است. وی ابتدا کتابی را در سال 1356 با عنوان «دیکتاتوری و توسعة سرمایهداری در ایران» به رشتة تحریر درآورده بود و در آن، مراحل رشد اقتصادی ایرانیان را بیان داشته و حتی برای رژیم به خاطر چنین توسعة ناهمگونی اعلام خطر کرده بود.
هالیدی در مقالة مذکور به عوامل اقتصادی و غیر اقتصادی وقوع انقلاب ایران اشاره میکند. عوامل غیر اقتصادی وقوع انقلاب از نظرگاه وی عبارتند از عدم مشروعیت سیاسی رژیم، سرکوب سیاسی گسترده، فضای باز سیاسی سال 1355، نقش اسلام در بسیج تودهها، ائتلاف گستردة روحانیون، بازاریان، روشنفکران، کارگران و دانشجویان با یکدیگر و سرانجام رهبری امام خمینی (ره).
هالیدی بیشتر بر عوامل اقتصادی وقوع انقلاب تأکید میکند. وی حتی در کتاب خویش که قبل از فروپاشی رژیم نگاشته بود، از توسعة ناهمگون یاد کرده بود؛ توسعهای که سبب برانگیخته شدن تمام گروههای اقتصادی و سیاسی و مذهبی شد. از نظر وی سیاست صنعتیکردن کشور توسط رژیم با یک اتحاد سهگانه بین دولت، بورژوازی داخلی و سرمایة خارجی از سال 1340 شروع شد. این اتحاد همواره متزلزل بود و مداخله و قدرت حکومت، خود سبب سستی این اتحاد میگشت. در سال 1354 مبارزة دولت با فساد و گرانفروشی سبب وارد کردن اتهام مالی به سرمایهگذاران داخلی و خارجی شد و بدین ترتیب، بسیاری از سرمایهها از ایران خارج گشت.
از سوی دیگر، موتور توسعة اقتصادی، نفت بود. لذا نفت و درآمدهای نفتی، از دید هالیدی، توسعة اقتصادی ایران را به بیراهه کشاند و سبب وابستگی شدید و خطرناک اقتصاد به این درآمدها گردید. نتیجة آن هم با اثر کاهش قیمت نفت بر اقتصاد کشور آشکار گردید. وی آشکارترین ضعف صنعت ایران را وابستگی به نفت و عدم افزایش صادرات صنعتی برای مقابله با نیازمندیهای ارزی در دوران کاهش درآمد نفتی میداند.
همچنین با افزایش درآمد نفتی به جای رفع فقر مطلق، شکاف عظیمی میان فقیر و غنی به وجود آمد که دائماً در حال افزایش بود. از نظر هالیدی، 10 درصد مردم از 40 درصد درآمد کشور استفاده میکردند. شکاف شهر و روستا بیشتر گردید. اصلاحات ارضی به جای زمیندار کردن دهقانان، تنها آنها را روانة شهرها نمود و هیچ موفقیتی را نصیب دهقانان نکرد.
یکی از اهداف رژیم که جلب حمایت سیاسی دهقانان برای خود بود، با اصلاحات ارضی هرگز متحقق نشد. مهاجرت گستردة دهقانان به شهرها بهویژه در دهة 1350 بر اثر بیتوجهی به کشاورزی و نیاز شهرها به کارگر ارزان و سختکوش، بههمریختگی هنجاری و ارزشی عظیمی را سبب گردید و از این تودة پراکنده، بر اثر تورم و بیکاری گستردة سال 1357-1354 نیرویی انقلابی ساخت.
سپس هالیدی به نظامیگری کشور اشاره میکند. شاه به علت جنون خرید تسلیحات با استفاده از درآمدهای هنگفت نفت، سیل اسلحههای خریداری شده از غرب بهویژه آمریکا را وارد ایران نمود که خود وابستگی بیشتر به آمریکا و رشوه و فساد مالی ناشی از دلالی تسلیحاتی را بهدنبال داشت. نتایج سیاسی برآمده از خریدهای تسلیحاتی عبارت بودند از افزایش قدرت ارتش و سران نظامی که احتمال سرکوب گسترده را بیشتر مینمود، جنگ خارجی و مداخله در منطقه، سرازیر شدن دلارهای نفتی به آمریکا، به هدر رفتن درآمدهای کلان ایران که میتوانست صرف امور زیربنایی گردد و نظامیگری و تأثیر آن بر بحران اقتصادی. اینها از عوامل تشدید بحران مشروعیت رژیم شاه بودند.
مخالفت بازاریان با اصلاحات شاه، بخش عمدهای از نظریة اقتصادی هالیدی را تشکیل میدهد. وی یکی از طرفهای عمدة ائتلاف گسترده علیه رژیم را بازاریان میداند که نقش مهمی در انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی ایفا نمودهاند. ورود کالاهای خارجی مرغوب در مقابل کالاهای غیر مرغوب و گرانتر ساخت داخل، قدرت مالی سرمایهداران صنعتی بهویژه سرمایهداران خارجی، حمایت گستردة حکومت از این سرمایهها، قدرت مالی حکومت، اقدامات عمرانی شهرداری تهران مانند کشیدن اتوبان از وسط بازار تهران و ... همگی سبب نارضایتی بازاریان از رژیم شاه شد.
علاوه بر این، میان بازار و روحانیت از ابتدا پیوند وجود داشت و علاوه بر عوامل اقتصادی اقدامات ضد مذهبی رژیم نیز نقش مهمی در مخالفت آنها علیه رژیم ایفا میکرد.
از سوی دیگر، توسعة ناموزون، تغییرات وسیعی را در هنجارها و ارزشهای جامعه سبب شد. ورود فرهنگ غربی، مصرفگرایی، دنیوی شدن، بیحجابی و ... سبب واکنش اقشار مذهبی کشور بهویژه روحانیت شد. تعارض شدیدی میان فرهنگ بومی و غیر بومی بهوجود آمد که خود را به شکل بحران انقلابی نشان داد.
بنابراین، توسعة ناموزون اقتصادی و سرمایهداری همراه با واکنش نهادهای اقتصادی، سیاسی و مذهبی سنتی، فساد مالی رژیم، بحران اقتصادی و افزایش تورم و بیکاری، همراه با ضعف سیاسی رژیم شاه، ائتلاف گستردة نیروهای مخالف، نقش اسلام و روحانیت در بسیج نیروها و در نهایت، زمینة متغیر و نامعلوم محیط بینالمللی عوامل وقوع انقلاب اسلامی هستند.
در نهایت فرد هالیدی بین انقلاب ایران با انقلابهای دیگر بدین ترتیب فرق میگذارد:
1. عمدهترین ویژگی انقلاب، مبارزة سیاسی تودهها بود.
2. بیشتر انقلابهای جهان، بهدنبال شکست خارجی رخ داده بودند، در حالی که انقلاب ایران دارای این ویژگی نبود و ارتش از نیروی خارجی شکست نخورده بود.
3. انقلاب ایران در کشوری صورت گرفت که نسبت به دیگر کشورهای در حال انقلاب، از توسعة اقتصادی بیشتری برخوردار بود. در حالی که روسیه، چین، پرتغال، کوبا و دیگر کشورها از چنین توسعهای برخوردار نبودند.
4. انقلاب ایران حاصل ائتلاف گستردة دهقانان، کارگران، بازاریان، روحانیون، روشنفکران و دانشجویان بود. |