تفسیر دیدگاههای گوناگون دربارة آزادی اقتصادی، ناشی از چگونگی نگرش صاحبان آنها به بحث اصالت فرد یا اجتماع است. مکاتب لیبرالیستی به لحاظ توجه به منافع افراد، حداکثر آزادی را برای فرد در نظر میگیرند. دیدگاههای مارکسیستی نیز با توجه به اصیل دانستن منافع اجتماع، آزادی افراد را بسیار محدود میدانند. شهید مطهری دیدگاه اسلام در این باره را اینگونه بیان نموده است:
«اسلام در عین اینکه دینی اجتماعی است و به جامعه میاندیشد و فرد را مسئول جامعه میشمارد، حقوق و آزادی فرد را نادیده نمیگیرد و فرد را غیر اصیل نمیشمارد. فرد از نظر اسلام، چه از نظر سیاسی و چه از نظر اقتصادی و چه از نظر قضایی و چه از نظر اجتماعی، حقوقی دارد. از نظر سیاسی، حق مشورت و حق انتخاب و از نظر اقتصادی حق مالکیت بر محصول کار خود و حق معاوضه و مبادله و صدقه و وقف و اجاره و مزارعه و مضاربه و غیره را در مایملک شرعی خود دارد و از نظر قضایی، حق اقامة دعوی و احقاق حق و حق شهادت و از نظر اجتماعی، حق انتخاب شغل و مسکن و انتخاب رشتة تحصیلی و غیره و از نظر خانوادگی، حق انتخاب همسر دارد.»
بدیهی است انسانی که از نظر ادیان الهی خلیفه و جانشین خدا معرفی میشود و خداوند متعال به وجود او مباهات میکند و او را گل سرسبد آفرینش میداند، باید چنین امتیازهایی داشته باشد، اما دقیقاً همین امتیاز انسان است که آزادی او را از آنچه در مکاتب لیبرالیستی و اومانیستی برای او بهصورت آزادی و حق انتخاب قائلند، متفاوت میکند. آزادی انسان در شریعت اسلامی باید به گونهای باشد که او را در جهت رسیدن به قرب الهی یاری کند و بر همین اساس، این آزادی با محدودیتهایی مواجه میشود.
شهید مطهری در مقام بیان امتیازهای آزادی انسان در مکتب اسلام با مکاتب دیگر مینویسد:
«اسلام دربارة آزادی بهعنوان یک ارزش از ارزشهای بشر اعتراف کرده است، اما نه ارزش منحصر به فرد و نه آزادی با آن تعبیرها و تفسیرهای ساختگی، بلکه آزادی به معنی واقعی. امام علی (ع) در وصیتنامة خود به امام حسن مجتبی میفرماید: «وَ لا تَکُنْ عَبْدَ غَیْرِکَ فَقَدْ جَعَلَکَ اللهُ حُرّاً؛ پسرم هرگز بندة دیگری مباش، زیرا خداوند تو را آزاد آفریده است.»»
شهید مطهری یکی دیگر از تفاوتهای آزادی این مکتب را با دیگر مکتبها در این میداند که در اسلام، آزادی همراه با مسئولیت مطرح شده است. وی با استفادة این مطلب از کلام خداوند متعالی در قرآن کریم (سورة احزاب آیة 72) میفرماید:
«بسیاری از افراد به نام آزادی میخواهند خود را از قید تکالیف و حقوق آزاد سازند، و البته انسان میتواند آزاد زندگی کند و باید هم آزاد زندگی کند، ولی به شرط اینکه انسانیت خود را حفظ کند. یعنی از هر چیزی و هر قیدی میتوان آزاد بود، مگر از قید انسانیت. ما همانطوری که به موجب انسان بودن خود برای خود حقی قائلیم و معتقدیم چون انسان و کاملتر از سایر انواع آفریده شدهایم، پس حق داریم انواع استفادهها از معادن و از دریاها و از جنگلها و از گلها و گیاهها و از حیوانها و از زمینها بنماییم، عیناً به همین دلیل حقوقی از همة این اشیا بر عهدة ما هست که باید از عهدة آن حقوق برآییم.»
بنابراین، با توجه به پذیرش این امانت بزرگ الهی از سوی انسان و مسئولیت او در قبال خداوند، خودش و دیگر انسانها و نیز طبیعت که همه در عبارت «حفظ انسانیت او» خلاصه میشود، فعالیتهای اقتصادی انسان نیز با قیدهایی محدود میشود. شرع برخی از این قیود را بهطور کلی و ثابت تعیین کرده است. مثلاً انسان نمیتواند تنها به دلیل دارا بودن عوامل تولید، هر کالایی را اگرچه برای مصالح جامعه ضرر هم داشته باشد، تولید کند و به جامعه ارائه دهد یا هر چه را میخواهد و هر مقداری از آن را مصرف کند. ممنوع ساختن فعالیتهایی چون ربا، احتکار، معاملات غرری، اسراف، اتراف و ... به همین منظور انجام گرفته است.
برخی از این محدودیتها را نیز در اختیار دولت قرار دادهاند و به او اجازه دادهاند تا هنگام ضرورت، در جهت تأمین مصالح مسلمانان، برخی از آزادیهای انسانها را محدود سازد.
٭ دکتر سعید فراهانی فرد - استادیار پژوهشگاه فرهنگ و اندیشة اسلامی |