صنعت نفت کشور نیز بهعنوان صنعتی که نزدیک به 80 درصد از بار اقتصاد کشور (بودجه، صادرات، تولید و ...) را به دوش میکشد، از این قاعده مستثنی نیست. حال اما در روزهایی که هیچ اقلیمی در جهان از گزند بحران در امان نیست، چگونه میتوان به بازار تبدار نفت، دل خوش کرد؟ آیا عقلانی است که همة بنای بودجه را روی بشکههایی بچینیم که این روزها بهواقع ارزان هستند؟
اینگونه مینماید که نگارنده پرسش دشواری را مطرح کرده و مرادش، انتقاد بیدرنگ از سیاستهای بودجهریزان و بودجهنویسان است، اما چنین نیست. پاسخ این پرسشها هم شاهکلیدی دارد که در میان بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با نخبگان جوان دانشگاهی میتوان به آن رسید: «آن روزی که ما بتوانیم درآمد کشور را از راه دانشمان بهدست بیاوریم و درِ چاههای نفت را پلمب کنیم، آن روز برای ما روز خوبی است.» روشن است که در اوضاعی که حتی دبیرکل اوپک و اعضای این سازمان عریض و طویل جهانی، تا اطلاع ثانوی رضایتبخش شدن ماجرا را چندان شدنی نمیدانند، سپردن عنان اقتصاد به نفت، کاری عقلانی نیست.
«طی چند ماه گذشته به نظر میرسد جهان دچار تحولات عمدهای شده است. بحران مالی جاری که بدترین آن از زمان رکود بزرگ است، به رکود عمیق در کشورهای عضو سازمان همکاری و توسعة اقتصادی و کاهش شدید رشد اقتصادی در کشورهای در حال توسعه انجامیده است. این بحران در اقتصاد کشورهای پیشرفته ریشه دارد، اما در دنیایی که به سوی جهانیشدن و در هم تنیدگی ارتباطات پیش میرود، این بحران همچون آتشی سرکش به همة کشورها و از جمله فقیرترین آنان گسترش یافته است؛ کشورهایی که در بحران کنونی کمترین نقش را دارند.
کشورهای عضو اوپک هم از این قاعده مستثنی نیستند. آنان با زیانهای گسترده در بازارهای سهام، کاهش تولید اقتصادی و کاهش شدید درآمدهای حاصل از نفت روبهرو هستند. در این شرایط استثتایی اوپک هنوز میکوشد به تضمین ثبات بازار نفت متعهد بماند، اما ما بهطور فزایندهای نگران تأثیری هستیم که بحران ممکن است بر دورنمای میانمدت و درازمدت عرضة نفت داشته باشد. بهعلاوه کاهش پیوسته قیمتهای نفت برای ثبات درازمدت بازار نفت یک تهدید مستقیم بهشمار میآید.
نهتنها قیمتهای پایین نفت بر کشورهای عضو زیان زده است، بلکه فضای توأم با چالشی را از نظر میل به سرمایهگذاری در پروژههای افزایش ظرفیت تولید بهوجود آورده است و این امرتولیدکنندگان نفت و دستاندرکاران صنعت نفت در کشورهای عضو اوپک را نگران کرده است.»
این اظهارات عبدا... سالم البدری، دبیرکل اوپک را که در آخرین روزهای سال 1387 در یک همایش بینالمللی بر زبان آورد، اگر کنار جملاتی بگذاریم که غلامحسین نوذری، وزیر نفت کشورمان در بازدید از شرکت نفت فلات قاره بر زبان جاری کرده، نتیجة جالبی خواهیم گرفت:
«سال آینده باید بنا را بر این بگذاریم که تا پروژههای موجود به پایان نرسیده، پروژة جدیدی را آغاز نکنیم. سال 1388 با توجه به کاهش قیمت نفت، سال سختی خواهد بود و منابع ما به میزان 5 تا 6 درصد کل فروش نفت است.
بنابراین برای کارهای توسعهای و نگهداشت سیستمها ناچاریم که از همین منابع استفاده کنیم که ضرورت اولویتبندی تخصیص منابع را دوچندان میکند. البته فعالیتها و زیربناهای بسیار مناسبی در این شرکت فراهم شده، ولی در سالهای 1388 و 1389 باید کارهای انجام شده تکمیل شود.»
با این حساب، دیگر تردیدی نمیماند که سال 1388، سال سختی برای صنعت نفت کشور و حتی جهان است. داستان البته به همین جا ختم نمیشود. نیک میدانیم که 2 درصد از ذخایر جهانی نفت (معادل4/138 میلیارد بشکه) و 7/15 درصد از ذخایر جهانی گاز (معادل 8/27 تریلیون متر مکعب) در ایران قرار دارد و این در حالی است که در سال 2007 حدود 6/1 میلیارد بشکه نفتخام و حدود 112 میلیارد متر مکعب گاز در کشورمان تولید شد. با این حال آمار ارائه شده از باقیماندة عمر مخازن نفت و گاز در ایران حکایت از آن دارند که اندیشیدن به برداشت «صِرف» از نفت باید به نقطة پایان خود برسد.
بر اساس آخرین گزارش ارائه شده توسط وزیر نفت، با حجم فعلی ذخایر هیدروکربوری شناسایی شده در کشور، بین 80 تا 100 سال دیگر نفت خواهیم داشت و تا 170 سال آینده ذخایر گاز طبیعی را در اختیار داریم. محمدصادق بخشیان، معاون وزیر نفت در امور توسعة منابع انسانی و پژوهش، البته اندکی متفاوت میاندیشد. او معتقد است که با توجه به برنامههای موجود، تداوم تولید نفت ایران را تا 1367 سال آینده و تولید گاز کشور را از هماکنون تا 217 سال آینده اعلام کرده است.
آمار مقایسهای تولید و صادرات نفت ایران نشان میدهد که تولید نفت ایران در سال 1296 به میزان 5 هزار بشکه در روز بوده که در سال 1329 به 664 هزار بشکه رسید. در دورة ملی شدن صنعت نفت در سالهای 1330 تا 1333 تولید به ترتیب به 34/9 هزار، 27 هزار، 26 هزار و 61 هزار بشکه در روز رسید. از سال 1339 تولید دوباره افزایش یافت و به بالای یک میلیون بشکه در روز رسید تا سال 1345 که به 13/2 میلیون بشکه رسید. در 10 سال پیش از انقلاب نیز تولید نفت ایران به ترتیب 13/2، 6/2، 84/2، 37/3، 82/3، 53/4، 02/5، 8/5، 6، 35/5 و 88/5 میلیون بشکه در روز بوده و متأثر از این ظرفیت تولید، صادرات نیز به ترتیب به 9/1، 1/2، 35/2، 8/2، 3/3، 4، 5/4، 2/5، 3/5، 6/4 و 2/5 میلیون بشکه در روز رسید. میزان آمار تولید و صادرات 6 سال اخیر 1382 تا 1387 نیز نشان میدهد تولید نفت از 24/3 میلیون بشکه در سال 1382 به ترتیب به 74/3، 83/3، 09/4، 07/4 و 03/4 میلیون بشکه در روز رسیده است.
این آمار البته موجب افتخار ملی است، زیرا بهرغم همة محدودیتهای اعمال شده، رسیدن به این جایگاه کاری بس بزرگ بوده است. حال اما ثبت این افتخار هرگز نباید موجب غرور کاذب و فراموش نمودن اخبار ناخوشایندی شود که هر دم از جانب دیدهبانهای بازار جهانی نفت به گوش میرسد.
جالب است که از هر مسیری میرویم، به همان نقشة راهی میرسیم که رهبر فرزانة انقلاب در جمع نخبگان جوان تشریح کردهاند. انگار تردیدی نمیماند که 100 سال دوم را باید نه «سدة اکتشاف نفت» که «سدة دانش فنی» نامید، زیرا این گنجینة بیبدیل که موهبت پروردگار آن را نصیب مردم ایرانزمین کرده است، روزی پایان مییابد و اگر هرچه سریعتر از جادة «مصرف» به جادة «علم» تغییر مسیر ندهیم، حتماً آن روز «روز حسرت» خواهد بود. البته تجربه نشان داده که مردم و مسئولان، همواره از وظیفة مهم خود که همانا عمل به رهنمودهای ولی فقیه است، آگاهند و عمل به آن را بر خود فرض میدانند. اگر چنین کنیم، گذر از بحران، به همین سادگی خواهد بود. |