به راستی با وجود مخالفان داخلی که ضرورت تزریق گاز به میادین نفتی و گازرسانی به شهرها و روستاهای کشور را مقدم بر صادرات آن میدانند، آیا این قدر اصرار برای ارسال این حامل انرژی به آن سوی مرزهای کشور درست است؟ آیا فقط تأکید سند چشمانداز بر صادرات گاز برای قانع کردن این منتقدان کافی است یا این که دلایل محکم تری هم وجود دارد؟
از هنگام اولین اصلاح قیمت جهانی نفت، موسوم به شوک نفتی در سال ۱۹۷۳، بیشترین توجه بازارهای بینالمللی انرژی بر توسعة صنعت نفت تمرکز یافت و منابع دیگر انرژی با این استدلال که نفت همچنان مهمترین منبع انرژی در جهان است، در حاشیه بودهاند. البته در بررسی اجمالی سهم حاملهای انرژی در سبد مصرف انرژی مردم دنیا بهخوبی روشن است که بیشترین سهم بازار جهانی انرژیهای اولیه به نفت اختصاص دارد. در حقیقت تردیدی نیست که از یک قرن گذشته تاکنون، نفت همواره با سیاست درآمیخته و کانون توجه رسانهها و سیاستمداران بوده است، اما در۱۰ تا ۱۵ سال اخیر به میزان عمدهای از سهم نفت در بازار بینالمللی انرژی کاسته شده و در میزان علاقهمندی جهانیان به استفاده از منابع نفتی در مقایسه با گاز تغییر قابل توجهی پدید آمده است. با این همه اگر قرن بیستم «قرن نفت» نامگذاری شود، قرن بیستویکم را که در آن شاهد رشد چشمگیر بخش گاز هستیم، باید «قرن گاز» بنامیم.
گاز در سالهای اخیر، سریعترین نرخ رشد را در بازار جهانی انرژیهای اولیه به خود اختصاص داده است؛ به گونهای که میزان ذخایر گاز طبیعی جهان در دو دهة گذشته از ۸۳ میلیارد متر مکعب به ۱۷۰ میلیارد متر مکعب رسیده است.
اظهار نظر مخالفان هم البته چندان بیدلیل نیست، زیرا اگر بحث سیاست گاز را در حد و اندازة میزان کنونی عرضه در کشور در نظر بگیریم، شاید اصلاً گاز چندانی برای صادرات وجود نداشته باشد و در چنین بستری فضای زیادی برای تحرک بینالمللی باقی نمیماند. اما اگر به موضوع گاز ایران بهعنوان دومین دارندة این منبع در جهان نگاه کنیم و اصل را بر آن بگذاریم که سرانجام این گاز باید از اعماق زمین به سطح بیاید و تولید شود، در این شرایط و در یک افق بلندمدت و با دید استراتژیک، به طور قطع موقعیت صنعت گاز در کشور ممتاز و کمنظیر ارزیابی میشود. به گواه بسیاری از صاحبنظران حوزة انرژی، در آیندهای نه چندان دور آنچه اکنون از آن به عنوان «دیپلماسی نفتی» نام میبریم، به «دیپلماسی گازی» تبدیل خواهد شد. شاید حتی دور از ذهن نباشد اگر بگوییم سالهای آینده به جای وزارت نفت با یک حوزة معاونت گاز، وزارت گاز خواهیم داشت با یک حوزة معاونت نفت.
نگرشی به نام صادرات گاز
اگرچه ذخایر نفتی کشور پیوسته در حال افزایش است، اما میزان نفتی که در میدانهای کنونی برداشت میشود، با سرعت نسبتاً بیشتری افت میکند. علت اصلی این افت عمر طولانی چاهها و برخی علل فنی دیگر است. این در حالی است که ذخایر گاز طبیعی کشور، جوان و پربازده است و با سرمایهگذاری کافی و استفاده از دانش فنی مناسب، منابع تأمین انرژی قابل اعتمادی خواهد بود. در همین حال به موضوع صادرات گاز در مقایسه با جایگزینی آن با مصرف فرآوردههای نفتی در داخل، از زاویة دیگری میتوان نگریست. در واقع انتخاب استراتژی در بخش انرژی به نگرش کلی و الگوی توسعة ملی کشور برمیگردد.
اگر در سیاستهای توسعة ملی، الگوی توسعه بر مبنای توسعة صادرات را به تدریج مورد توجه قرار دهیم، آنگاه موضوع توسعة منابع گاز برای صادرات هم اولویت و جایگاه ویژة خود را پیدا خواهد کرد. در واقع خاستگاه تأکید بر صادرات نفت خام و ادامة روند آن از تفکر و الگویی سنتی گرفته شده است که در چندین دهة اخیر ادامه داشته است.
بحث صادرات گاز برای اقتصاد ایران نوعی نگرش به شمار میآید و به سازوکارهای خاص خود نیازمند است. در راستای نهادینه شدن این نگرش، وزارت نفت در سالهای اخیر تلاشهای گستردهای برای ورود به بازار گاز کشورهای مختلف نظیر ترکیه، ارمنستان، آذربایجان، هند، امارات عربی متحده، چین و اروپا داشته و تفاهمنامهها و قراردادهای مختلفی را هم امضا کرده است و همچنان چانهزنی برای ورود به بازار این مناطق را دنبال میکند. در حال حاضر استراتژی صادرات گاز در رأس دیگر استراتژیهای گازی قرار دارد و شاید بد نباشد که بدانیم میزان صادرات گاز ایران در سال 1380 معادل 358/0 میلیارد متر مکعب بوده که در سال 1384 به 735/4 میلیارد متر مکعب رسیده است.
چرایی ضرورت صادرات گاز
به نظر میرسد که در پاسخ به این پرسش مهم که «چرا گاز ایران به رغم داشتن مصرف داخلی باید راه خارج را در پیش بگیرد؟» باید به موفقیتهای تولید و عرضة گاز طبیعی در سه دهة اخیر توجه کرد. مقایسة تعداد مشترکانی که امروز زیر پوشش گاز طبیعی کشور هستند با سی سال گذشته، نشان از آن دارد که بازار داخلی بهزودی به مرز اشباع میرسد. باید در نظر داشت که بازار داخلی به مصرف داخلی و ظرفیتهای داخلی محدود است و پس از دستیابی به سطحی از پوشش داخلی، گسترش انشعاب غیر اقتصادی میشود و توسعة گازرسانی مقرون به صرفه نخواهد بود. به یقین ما در بیست سال آینده سرریز مصرف گاز خواهیم داشت و گاز اضافی باید صادر شود، اما این گونه نیست که بتوانیم تصمیم به صادرات را به سالهای آینده واگذار کنیم. باید به موقع در بازارهای بینالمللی بازاریابی کنیم و ساختارهای لازم را فراهم آوریم. در بیست سال آینده، نرخ رشد مصرف داخلی نمیتواند از این سطح فراتر رود و ما میتوانیم این میزان گاز اضافی را صادر کنیم؛ هر چند که مصرف داخلی گاز ۶۰۰ درصد رشد داشته است و این رشد دیگر ادامه نخواهد یافت و ما راهی جز صادرات نداریم.
رفع یک ایراد
صحبت از بازاریابی گاز برای صادرات با این پرسش همراه است که «این مهم چگونه ممکن میشود؟» سادهترین و در عین حال کاربردیترین راه برای فراهم کردن زیرساختهای صادرات گاز، برگزاری همایشها و کنفرانسهایی با این مضمون است. اما ایراد همایشهای یکی دو سال اخیر صنعت نفت مفید نبودن آنها است. منتقدان این گردهماییها معتقدند که چنین مراسمی ثمرة نفتگران است و پیشینة آنها که غالباً واژة اولین یا نهایتاً دومین پیش از نام آنها درج شده است، گواه خوبی است بر مدعایشان. اما موافقان و مخالفان چنین همایشهایی همگی در این نکته اتفاق نظر دارند که اگر هر نشستی رهآوردی داشته باشد، در فایدهاش تردیدی نخواهد ماند. کنفرانس بینالمللی صادرات گاز که در روزهای میانی مهر ماه به میزبانی مرکز همایشهای صدا و سیما در تهران آغاز به کار کرد، یکی از همین گردهماییهای ارزشمند بود.
گذشته از این که صادرات گاز هدف نظام است و هر دولت و هر مجلسی که بر مصدر کار قرار میگیرد، وظیفه دارد که در تسهیل و عملیاتی شدن آن گام بردارد، شکی نیست که تا کنون در قراردادهای این بخش ایراداتی هم وجود داشته که نتیجهاش سهم اندک ایران در بازار صادرات گاز است. صحت گزارة فوق را آمارهای رسمی کشور در مورد سهم ایران از بازار جهانی گاز و نیز روند مذاکرات «صلح» و «کرسنت» تائید میکند.
در این میان اما قرارداد صادرات گاز به امارات موسوم به کرسنت برای ایران هر ضرری که داشت، یک تجربة ارزشمند هم برای مسئولان به همراه داشت. تجربهای که وزیر نفت در کنفرانس بینالمللی صادرات گاز از آن پرده برداشت: «دیگر به واسطهها گاز نمیفروشیم.» این بیشک تجربة کمارزشی نیست که غلامحسین نوذری آن را بهخوبی بیان کرده است. تردیدی هم وجود ندارد که اگر درس مشابهی دربارة «قیمت گاز صادراتی» بیاموزیم، بخش زیادی از مشکلات ما در این حوزه حل خواهد شد.
با این حساب، همایشها و کنفرانسها نیز چنانچه از این حالت کلیشهای و مرسوم فعلی خارج شوند، میتوانند مفیدتر باشند. شاید هم بد نباشد که مسئولان نفتی در اولین فرصت پس از برگزاری همایشها و نمایشگاهها به تشریح دستاوردهای آن بپردازند تا هم برچسب بی تأثیر بودن را از گردهمایی بردارند و هم اصحاب رسانه را در پیگیری آنچه به واسطة همایشها و نمایشگاهها رخ داده یا قرار است رخ دهد، یاری کنند.
صادرات گاز و راهبردها
طبیعی است که صادرات گاز هم مانند هر کالای دیگری راهبردهای خاص خود را دارد. در برشمردن راهبردهای این حوزه میتوان به این موارد اشاره کرد که در راستای سند چشمانداز بیست ساله ترسیم شده است؛ استفاده از جغرافیای ایران برای امنیت عرضة گاز، همکاری با روسیه و چین، همکاری با کشورهای آسیای مرکزی، همکاری با ترکیه و اتحادیة اروپا و توسعة همکاری با کشورهای همسایه و خلیج فارس». در تشریح این که چرا هرچه زمان میگذرد، استراتژی صادرات گاز از دیگر استراتژیها پررنگتر میشود، میتوان به این نکته اشاره کرد که بر اساس اطلاعات موجود تقاضای گاز از 13 درصد از سال 1980 به 28 درصد در سال 2030 خواهد رسید. همچنین با توجه به ارزش و اهمیت امنیت انرژی، برای امنیت این افزایش تقاضاها ایدههای جدیدی مطرح شده که لازمة آن ایجاد راهکارهای مشارکتی در تولید و انتقال و صادرات است.
در حال حاضر ایران با استفاده از دو روش خط لوله و ال. ان. جی اقدام به کسب سهم شایستهای از صادرات گاز جهانی کرده است. طرحهای ال. ان. جی شامل «ایران ال. ان. جی» با ظرفیت 10.5 میلیون تن در سال، «پارس ال. ان. جی» با ظرفیت 10 میلیون تن در سال و «پرشین ال. ان. جی» با ظرفیت 16.2 میلیون تن در سال از جملة این طرحهاست. طرحهای آتی ال. ان. جی نیز شامل میادین گازی گلشن و فردوس و پارس جنوبی و قشم است. آیندة دورتر تجارت جهانی گاز تا حد زیادی در گرو توسعة ال.ان.جی و جی.تی.ال خواهد بود که ایران هم طرحهایی در این موارد را در دست بررسی و اقدام دارد. البته هر دو این روشها پرهزینه هستند و فناوریهای پیشرفتهای لازم دارند که برخی از این فناوریها انحصاری است و ممکن است در شرایط کنونی دسترسی به آنها برای ایران وجود نداشته باشد.
تجارت جهانی گاز تا چند دهة آینده به وسیلة خطوط لوله خواهد بود و همین خط لولهها هستند که میان کشورها و همسایگان، وابستگیها و مسئولیتهای مشترک درازمدت ایجاد میکند. همینک در بخش خط لوله، پروژههایی در دست اقدامند که ذکر آنها خالی از لطف نیست؛ خط انتقال گاز ایران به پاکستان و هند در شرق، خط لولة انتقال به امارات و کویت و عمان و بحرین در جنوب، خط انتقال به آذربایجان و ارمنستان و ترکیه و اوکراین و رومانی و بلغارستان و اروپا در شمال و شمال غرب و همچنین خطوط مصرف داخلی در ایران. |