در میان شهرها و کشورهای منطقه، دبی یکی از بهترین نمونههای پیشرو در گسترش صنعت حملونقل است. با توجه به فعالیتهای صورتگرفته به نظر میرسد که این شهر شیخنشین به جنگ معضل ترافیک رفته است. جادهها و راههای ارتباطی جدیدی در دبی در دست احداث است، تقاطعهای غیر همسطح در حال ارتقا هستند و در بخش احداث و گسترش شبکة مترو دستاوردهای چشمگیری بهدست آمده است.
سایر شهرهای منطقه نیز همانند دبی در چنین مسیری حرکت میکنند. ابوظبی با پیشبینی افزایش حجم خودروها در آیندة نزدیک و در نتیجة روبهرو شدن با معضل ترافیک به ارتقا و بهبود وضعیت راهها و جادههای خود پرداخته است و در حال احداث خطآهن شهری است. در دوحة قطر نیز همانند دبی و ابوظبی احداث خطوط مترو در دستورکار مسئولان قرار دارد. سایر شهرهای خلیج فارس و شمال آفریقا نیز از الجزیره تا تهران در حال احداث و توسعة شبکة حملونقل هستند. طرحهای دیگری نیز در دست اجراست که امکان ارتباط و حملونقل بین قسمتهای مختلف منطقه و حتی اتصال این بخشها به خارج از منطقه را فراهم میآورد. از جملة این طرحها میتوان به طرح توسعة فرودگاه بینالمللی دبی و احداث فرودگاه جدید جبلعلی اشاره کرد. احداث یک شبکة ریلی به منظور اتصال دبی به سایر قسمتهای امارات متحدة عربی و اتصال به شبکة راهآهن سراسری کشورهای شورای همکاری خلیج فارس نیز از نمونههای دیگر اینگونه طرحهاست.
چنین طرحها و پروژههایی در دبی و سایر کشورهای منطقه موجب شکلگیری یک شبکة عظیم حملونقل میشود که به تبع آن مردم این مناطق برای اولین بار قیاس با مردم امریکای شمالی یا اروپا و چین برای جابهجایی خود با گزینههای متنوعتری روبهرو هستند.
راههای ارتباطی در حال احداث در خاورمیانه
با احداث راههای ارتباطی جادهای و توسعة شبکة ریلی و برقراری خطوط هوایی مشکلات موجود در تجارت بین کشورهای حاشیة خلیج فارس در حال رفع شدن است. با وجود گسترش خطوط هوایی و در نتیجة آن توسعة حملونقل هوایی در میان کشورهای خاورمیانه، میتوان گفت که زیرساختهای کنونی صنعت حملونقل این کشورها با آنچه صد سال پیش وجود داشت، تفاوت زیادی ندارد. شهرها و مناطق این قسمت از دنیا به دلیل وجود بیابانهای وسیع عمدتاً از هم جدا و بسیار دور هستند و ارتباط چندانی با یکدیگر ندارند و با وجود این که چندین جاده برای مرتبط ساختن این شهرها احداث شده، اما به دلیل عدم استقبال مردم از حملونقل زمینی بهندرت مورد استفاده قرار میگیرند. در چنین شرایطی میتوان ادعا کرد که با توجه به توسعة همهجانبة این شهرها و مناطق، راههای ارتباطی تجاری محدودی بین آنها برقرار است.
اما این وضعیت پایدار نخواهد ماند و تا سال 2030 شرایط بهطور کامل تغییر خواهد کرد. دولتهای این منطقه با پی بردن به اهمیت ایجاد راههای ارتباطی مناسب، پروژههای مختلف احداث جاده، خطآهن، مترو، راهآبی، معابر و گذرگاه و پل رااجرا کردهاند تا شهرهای در حال توسعة این منطقه در آینده پیوند بیشتری با هم داشته و به هم نزدیکتر گردند. یکی از مشاوران حملونقل در اروپا میگوید: «دولتهای مستقر در این منطقه به توسعة زیرساختهای بخش حملونقل توجه خاصی دارند؛ زیرا بهخوبی میدانند که بدون شبکههای مناسب حملونقل، رشد اقتصادی مطلوبی نخواهند داشت.» در این زمینه توسعه و احداث فرودگاهها همچنان از اولویت خاصی برخوردار است و تا سال 2030 شاهد راهاندازی بزرگترین فرودگاههای جهان در این منطقه خواهیم بود. به گفتة یکی از پیمانکاران اروپایی فعال در این منطقه «توسعه و احداث فرودگاهها در این منطقه پدیدهای است که تنها یکبار رخ میدهد و آنچنان وسیع و بزرگ است که ممکن است تصور کنید سران این کشورها بیش از حد جاهطلب هستند.»
مراکز مهم ترابری
ساخت فرودگاههای بزرگ در این منطقه تنها برای تامین نیازهای داخلی نیست، بلکه نیازهای دولتها در نقل و انتقالات بینالمللی را نیز دربرمیگیرد. برای روشنتر شدن موضوع میتوان به فعالیت شرکتهای هواپیمایی امارات اشاره کرد که علاوه بر جابهجایی بار و مسافر در داخل کشور، در نقاط دیگر جهان و از شرق تا غرب به ارائة خدمات میپردازد.
دبی در این زمینه از دیگر شهرهای منطقه پیشتاز است. با توسعة این شهر و تبدیل آن به یک شهر توریستی در دهة 1990 کاملاً واضح بود که به فرودگاهی وسیعتر از یک فرودگاه محلی و منطقهای نیاز دارد. به همین منظور طرح توسعة فرودگاه بینالمللی این شهر برای افزودن یک پایانة دیگر به دو پایانة موجود و احداث دو سالن جدید در سال 2003 آغاز شد. با تکمیل این طرح، ظرفیت پذیرش سالانة مسافر در این فرودگاه به 70 میلیون نفر خواهد رسید و آن را به یکی از بزرگترین فرودگاههای جهان تبدیل خواهد کرد. در اکتبر سال جاری پایانة جدید و یکی از سالنهای فرودگاه به بهرهبرداری خواهند رسید. علاوه بر این، سازمان حملونقل هوایی دبی اقدام به ساخت فرودگاهی دیگر در منطقة جبلعلی واقع در 40 کیلومتری دبی نموده است. مساحت این فرودگاه که «المکتوم» نام دارد، 140 کیلومتر مربع است و ظرفیت پذیرش مسافر آن 120 میلیون نفر در سال است.
شهرهای دیگر خلیج فارس نیز سعی نمودهاند که مانند دبی به توسعة فرودگاهها و خطوط هوایی خود بپردازند. در سال 2003 شیوخ دوحه اعلام کردند که میخواهند یک فرودگاه بینالمللی جدید را در منطقة بازسازی شدة نزدیک به فرودگاه فعلی این شهر احداث کنند. سال 2005 عملیات احداث این فرودگاه آغاز شد و در سال 2015 ساخت آن خاتمه و به بهرهبرداری خواهد رسید. ظرفیت پذیرش این فرودگاه 50 میلیون نفر مسافر در سال خواهد بود. در سال 2006 نیز سران ابوظبی اعلام کردند که 8/6 میلیارد دلار به توسعة فرودگاه این شهر تخصیص دادهاند که با تکمیل عملیات توسعة این فرودگاه و ارتقای سطح امکانات آن از سال 2011 به بعد، قابلیت پذیرش 50 میلیون نفر مسافر در سال را خواهد داشت. عمان نیز به منظور تبدیل سلطانیه به یک مرکز گردشگری به توسعة فرودگاههای مسقط و سلاله روی آورده است. بحرین درصدد است تا با توسعة فرودگاه بینالمللی منامه ظرفیت کنونی این فرودگاه را از 3 میلیون نفر مسافر در سال به 12 الی 15 میلیون نفر در سال افزایش دهد. کویت نیز به بررسی طرحهایی برای افزایش ظرفیت فرودگاه بینالمللی این شهر و افزایش ظرفیت پذیرش آن به 14 میلیون نفر مسافر در سال مشغول است.
سفرهای داخلی
ساخت و توسعة فرودگاهها در عربستان برخلاف سایر کشورهای منطقه دلیل دیگری دارد. با توجه به مساحت دو میلیون کیلومتر مربعی این کشور و جمعیت 24 میلیون نفری آن، مسئولان این کشور تنها به فکر برقراری راههای ارتباطی با دنیای خارج نیستد؛ بلکه در اندیشة توسعة حملونقل و ایجاد شبکة ارتباطی داخلی نیز میباشند. شهرهای مکه و مدینه همهساله و در ایام حج پذیرای 10 میلیون زائر از سراسر دنیا هستند. این دو شهر مقدس در دیگر ایام سال نیز پذیرای 5/2 میلیون زائر برای بهجاآوردن حج عمرهاند. دولت عربستان برای پاسخگویی به چنین حجم عظیمی از زائران خانة خدا، 240 میلیون دلار برای احداث یک پایانة جدید در فرودگاه بینالمللی ملک عبدالعزیز جده اختصاص داده است که محل ورود اکثر زائران به این کشور است. این پایانه در سال 2012 به بهرهبرداری خواهد رسید و پذیرای 30 میلیون مسافر در سال خواهد بود. طرح توسعة فرودگاه مدینه هم تکمیل شده و طرحهای دیگری نیز برای توسعة فرودگاههای نیبو، هیل، جواریات، تبوک و مدین در دست اجراست.
در کشورهای شمال آفریقا نیز توسعة فرودگاهها آغاز شده است، ولی در مقایسه با طرحهای مشابه در کشورهای خلیج فارس از وسعت کمتری برخوردار است. در فرودگاه قاهره یک پایانة دیگر و یک باند پرواز جدید در حال ساخت است. لیبی نیز در حال توسعة فرودگاههای تریپولی، سبحا، سیرته و ساخت تأسیسات جدید در فرودگاه بنغازی است. تونس هم از این قاعده مستثنی نیست و به توسعة فرودگاه شهر انفیدیه میپردازد.
در شرق مدیترانه، اردن با توسعة فرودگاه امان پیشتاز است. طرح توسعه و ساخت فرودگاه تأثیر بسزایی در رشد اقتصادی کشورهای خاورمیانه دارد. اما ممکن است که تا سال 2030 شیوههای ارتباطی دیگری ایجاد و جایگزین حملونقل هوایی گردند. به نظر میرسد از میان شیوههای مختلف حملونقل، توسعة شبکة ریلی و ایجاد خطوط آهن بین مناطق مختلف بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. چنانچه همة طرحهایی که هماکنون در دست اجراست، تا سال 2030 به بهرهبرداری برسند، میتوان از مسقط سوار شد و با عبور از دبی، ابوظبی، عربستان، کویت، شرق مدیترانه و شمال آفریقا به مراکش رسید. اما آنچه که مسلم است، تحقق چنین رؤیایی نیازمند به عزمی راسخ است. در حال حاضر شبکة ریلی موجود در این منطقه بسیار نامتقارن است. در اواسط دهة 1800 و زمان حضور استعمارگران هزاران کیلومتر خط آهن در شمال آفریقا ساخته شده است؛ در حالی که در سایر نقاط تنها دو خطآهن مهم و مفید وجود دارد که جمعاً هزار کیلومتر است و دمام را به ریاض متصل میسازد.
کشورهای حوزة خلیج فارس امیدوارند که هر چه زودتر این عقبافتادگی را جبران کنند. در این میان عربستان با آمادهسازی طرحهای چندین میلیارد دلاری از سایرین پیشی گرفته است. پروژة پل زمینی غرب و شرق این کشور را به هم متصل میسازد(جده ـ ریاض ـ دمام). دو شهر مکه و مدینه نیز با خط آهن سریعالسیر حرمین به هم وصل میشوند. راهآهن سراسری شمال به جنوب عربستان مجتمع آلومینیومسازی و کودسازی در رأسالزور واقع در سواحل خلیج فارس را به معدن فسفات الجلامید و معدن بوکسیت الزبیره در شمال متصل خواهد ساخت. امارات متحدة عربی نیز برای اتصال هفت شهر شیخنشین این کشور به ساخت شبکة سراسری ریلی اقدام کرده و تاکنون مرحلة اول این طرح نیز تکمیل شده است که انتقال بازار ابوظبی به مرزهای عربستان را ممکن میسازد.
توسعة خطوط ریلی
توسعة شبکة حملونقل ریلی در دستور کار سایر کشورهای حوزة خلیج فارس نیز گنجانده شده است. کویت مطالعات لازم برای راهاندازی شبکة ریلی 14 میلیارد دلاری خود را به پایان رسانده و هماکنون در حال طراحی برنامهها و نقشههای آن است. عمان نیز در اندیشة احداث 200 کیلومتر خط آهن از سوهار به برکا است. شرکت مستغلاتی دیار قطر نیز با شرکت Dutsehe Behr آلمان برای طراحی شبکة ریلی ملی این کشور به ارزش 10 میلیارد دلار، یادداشت تفاهمی را امضا کرده است.
طرح احداث شبکة ریلی قطر کرانه ی شرقی این کشور را در برمی گیرد و به این شرح است: خطآهن سریعالسیر که فرودگاه بینالمللی جدید دوحه را به مرکز شهر دوحه متصل میسازد، خطآهن سریعالسیر با گذر از معابر طراحی شده این فرودگاه را به بحرین متصل میسازد، خطآهن مخصوص حمل بار که به شبکة ریلی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس متصل میشود، چهارم خط جدید متروی پایتخت و پنجم یک خطآهن سبک شهری که مراکز و شهرهای جدید را به پایتخت متصل میسازد. این پروژهها در مجموع به شبکة ریلی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس پیوند میدهد که طرح آن توسط دفتر کل این شورا در حال تدوین است. مطالعات ابتدایی برای عملی بودن چنین طرحی در اکتبر به پایان خواهد رسید. این شبکه از جنوب کویت آغاز شده و از طریق عربستان سعودی وارد قطر شده و سپس به امارات و عمان و سرانجام یمن میرسد.
دولتهای کشورهای شمال آفریقا نیز درصدد جبران چندین دهه عقبافتادگی خود در بخش حملونقل ریلی هستند. لیبی که هیچگونه شبکة ریلی ندارد، می کوشند تا با استفاده از درآمدهای نفتی خود در این بخش سرمایهگذاری نماید. الجزایر نیز میلیاردها دلار در بخش احداث خطوط ریلی جدید سرمایهگذاری نموده است و هماکنون در حال احداث یک خطآهن سریعالسیر برای اتصال شهرهای مهم این کشور به یکدیگر است. مراکش نیز در حال احداث یک خطآهن سریعالسیر از Tangiers در شمال به Agadir در جنوب است.
خطوط ریلی شهری
در حال حاضر مردم کشورهای خاورمیانه گزینههای محدودی برای سفر و جابهجایی در اختیار دارند، آنها میتوانند از خودرو شخصی استفاده کنند یا با تاکسی یا اتوبوس مسافرت نمایند. البته جز قاهره که از اواخر دهة 1980 و تهران که از سال 2000 مترو خود را راهاندازی نمودند، سایر شهرهای منطقه فاقد سیستم حملونقل ریلی شهری هستند. اما کشورهای منطقة شمال آفریقا طرحهای پیشرفتهتر و جامعتری در این زمینه دارند. الجزیره تا پایان سال جاری خطآهن شهری خود را راه خواهد انداخت. در تونس نیز طرحهای جدید احداث شبکة حملونقل شهری و بیرونشهری را در دست دارد که یک طرح جامع چندگانه متشکل از خطوط آهن شهری و مترو و اتوبوس است. دبی نیز در سال آینده به این کشورها میپیوندد. در ابوظبی و کویت و ریاض و دوحه نیز طرحهای مشابهی در دست اجراست. سایر کشورهای منطقه نیز در حال اجرای طرحهای راهآهن شهری هستند. در دبی دو خط راهآهن شهری در دست احداث است که یکی Dubeu Mania را به منطقة
Al-sufouh و دیگری در مرکز شهر برج دبی فعال خواهد شد. الجزایر نیز در حال توسعة طرحهای مشابه در اوران و قسطنطنیه است.
استفاده از مسیرهای آبی و دریایی نیز از دیگر شیوههای حملونقل است که اکثر کشورهای این منطقه میتوانند از آن بهرهمند شوند. با خشککردن آب مناطق ساحلی و احداث پروژههای ساختمانی این مناطق همردیف شهرهای بندری بزرگی همچون نیویورک، سیدنی و هنگکنگ قرار خواهند گرفت. راهاندازی حملونقل آبی و دریایی میتواند با علاقهمندی گردشگران روبهرو شود که موجب رونق صنعت گردشگری نیز در این مناطق خواهد شد.
با وجود افزایش سرمایهگذاری و هزینههای دولت در بخش حملونقل عمومی، استفاده از خودروهای شخصی همچنان اهمیت خاص خود را دارد و به همین دلیل پروژههایی برای احداث راه و پل و تونل نیز در دست اقدام است. یکی از این پروژهها، احداث گذرگاه عظیمی است که جزایر خلیج فارس را از شرق به هم متصل میسازد و از غرب و از طریق دریای سرخ عربستان را به آفریقا. شرکت توسعة خاورمیانه واقع در دبی مسئولیت احداث گذرگاه ارتباطی بین یمن و Djibouti را به طول 5/28 کیلومتر و به ارزش 20 میلیارد دلار برعهده گرفته است که با احداث آن دو طرف دریای سرخ به هم متصل میشوند. طرح گذرگاه ارتباطی قطر- بحرین نیز بسیار جامع و پیشرفته است. بدین منظور کنسرسیومی متشکل از پیمانکاران مختلف در ماه می سال جاری برای انجام پروژه انتخاب شدند و به نظر میرسد که این طرح چهار میلیارد دلاری در نیمة دوم سال 2012 به بهرهبرداری برسد.
رفع معضل ترافیک
دبی در تلاش است تا با احداث بزرگراهها و گذرگاههای متعدد از حجم ترافیک بکاهد. چنین وضعیتی در ابوظبی هم مشاهده میشود. قطر و عربستان نیز در فکر حل این معضل هستند. اگر همة این طرحها بهخوبی و با موفقیت اجرا شود و به بهرهبرداری برسد، سال 2030 سال رونق اقتصادی کشورهای این منطقه خواهد بود. |