سعید کرمی
آرمان خواهی ویژگی انسان است. قضاوت و ارزش گذاری پدیده ها و اعتبارسنجی آنها نیز بر اساس همین آرمان خواهی تعبیر و تفسیر می شود. آرمان خواهی دورنمایی است که انسان در فراسوی حیات خویش تصور و تصویر می کند و سپس زندگی را بر اساس آن انتخاب و طراحی می کند. نوع نگاه انسان به طبیعت و جهان در مجموع به بینشی کلان و کلی در انسان منتهی میگردد که آرمان ها از آن منتج می شوند.
بنابراین در ابتدا باید روشن شود که تقسیم بندی جوامع به مدرن و سنتی, صنعتی و غیرصنعتی یا توسعه یافته و توسعه نیافته بر کدامین مبنا استوار است. آیا این تقسیم بندی ها حاکی از یک مکتب و نظام فکری است؟ آیا پیش از این که ما یکی از این تقسیم بندیها را بپذیریم، ابتدا نباید به مبانی و پشتوانة آن نظر کنیم و ببینیم که با نظام اعتقادی ما مطابقت دارد یا نه؟
امروزه آرمان توسعة صنعتی در فرا راه اندیشه و خواسته های انسان قرار گرفته است و به مثابه افسانه ای و پررمز و راز و پرجاذبه بشریت را به سوی خویش می کشاند. اما معیار این توسعه یافتگی چیست؟ در دو سوی این توسعة صنعتی چه چیزهایی قرار می گیرند؟ آیا معیار این پارادایم، مصرف و درآمد سرانه است؟ آیا جامعه به فقیر و غنی تقسیم می شود؟ آیا میزان ثروتمندی و فقیری تمتع بیشتر یا به عبارت روشن تر مصرف بیشتر است؟
البته باید صریحاً اعلام نمود که جامعة آرمانی اسلامی، جامعة فقیری نیست؛ همچنان که نمی تواند یک جامعة مصرف زده باشد. اما آرمان توسعة صنعتی نباید منجر به تکاثر و جستوجوی بیشتر ثروت شود و به اصالت آنها منجر گردد. اگر به این نکته توجه نشود، ابعاد روحانی و معنوی و کرامت نفس بشریت در سیلاب فزایندة مدرنیته و در زیر ارابة سنگین ماشینیزم به فساد و تباهی کشیده خواهد شد. بنابراین توسعه و استراژی های آن را نباید منفک از عدالت معنی و تفسیر نمود و نباید نقش آرمان عدالت را در تدوین راهکار توسعة صنعتی نادیده انگاشت، زیرا این عنصر سازنده ی انسان و جامعه و تاریخ است.
آرمان های انسانی که عدالت بیتالغزل آنهاست، همواره علت نهایی حرکت های فردی و اجتماعی بشر بوده و هستند. هدف، آن غایت مشخصی است که انسان پیش روی خویش تصور می کند و مسیر خود را به گونه ای پیش می گیرد که به آن دست یابد.
در نظام اندیشهای توسعة صنعتی غرب، مصرف یکی از ارکان اساسی زندگی نوین به شمار می رود و اصولاً عرضه و تولید بیشتر هنگامی ضرورت پیدا می کند که تقاضا و مصرف بیشتر در جامعه موجود باشد. تقاضا و مصرف بیشتر نیز مستقیماً از طریق بنگاه های تبلیغی قابل وصول است. از دیگر سو، استفاده از اسطورهگرایی و قهرمان سازی پازل جریان مصرف گرایی را تکمیل خواهد نمود. بنابراین اتوپیای جامعة اسلامی نمی تواند توسعة صنعتی مبتنی بر پارادایم توسعة غربی باشد. اتوپیای توسعة صنعتی غرب مبتنی بر حاکمیت انسان بر زمین است، اما برای جامعة شیعی ما زمینه سازی برای حکومت عدل جهانی و عدالتگستری باید در تدوین استراتژی توسعة صنعتی به عنوان یک اصل بنیادین مورد لحاظ قرار بگیرد.
سیطره آرمان مصرف گرایی بر تمدن غرب به تمتع هرچه بیشتر از تمتعات و لذایذ دنیوی و لذت گرایی می انجامد؛ حال آنکه در اتوپیای جهانی شیعه, آرمان حاکمیت خدا بر اجتماع بشر معنی پیدا می کند و به برپایی حکومت جهانی اسلام بر محور عدالت می انجامد.
در اتمسفر اعتقادی ما آن توسعة صنعتی معتبر است که علاوه بر احتیاجات جسمی به کمال سلامت روحی و آسایش معنوی نیز بپردازد. توسعة مقبول آن است که بر تعالی روحی بشر تکیه دارد و تعادل روحی بشر نیز با پرهیز از افزونطلبی و تکاثر و منع اسراف و تبذیر و پیروی از یک الگوی متعادل مصرف بهدست میآید. |