یزدان محمدبیگی
هنگامی که دیگر انرژی نباشد دیگر وقتی برای حسرت خوردن نیست. اتلاف انرژی موضوعی است که باید به دلایل مختلف از آن اهتراز کرد. دلایل بیشماری در این زمینه وجود دارد که از مهمترین آنها میتوان به افزایش آلودگی و بروز مشکلات زیستمحیطی از طریق انتشار گازهای گلخانهای و نیز کاهش ذخایر سوخت های فسیلی بهویژه با توجه به اتکای اصلی مصرف انرژی به آنها اشاره کرد. مطمئنا اتلاف انرژی باعث کاهش سود خواهد شد. اغلب کسب و کارهای بریتانیا بهازای هر پوند اتلاف در هزینه انرژی، مجبورند 10 پوند محصولاتشان را گرانتر بفروشند که این منجر به افزایش چشم گیر قیمت تمام شده در عرصه کلان اقتصادی خواهد شد.
در برنامه حمایتی دولت بریتانیا در زمینه کارایی انرژی، اثبات شده است که اغلب کسب و کارها میتوانند حداقل 10 درصد از طریق بکارگیری روش های ساده طراحی، ساخت و نگهداری ساختمان ها و نیز 30 درصد از طریق بکارگیری شاخص های هزینه ـ فایده، در زمینه انرژی صرفهجویی کنند.
در صرفهجویی انرژی باید از ابزارهایی سود جست که نشان دهند انرژی در کجا مصرف میشود، کجا اتلاف میشود و بیشترین تاثیر اعمال شیوههای صرفهجویی انرژی در چه جاهایی است.
گام اول. تعهد
کارآمدسازی استفاده از انرژی و کمینه کردن انتشار گازهای گلخانهای را باید بهصورت یک سیاست اصولی سازمان مطرح کرد. بیانیه سادهای از اهداف سیاست مزبور نشانگر تعهد مدیریت ارشد به کارآمدسازی انرژی و کمک به کاهش یا خنثیسازی نقش سازمان در تغییرات نامطلوب جوی خواهد بود. به محض اینکه چنین چیزی صورت پذیرفت، ضروری است فردی بهعنوان مسئول یا پرچمدار اقدامات مربوط تعیین شود. چنین شخصی باید از پشتیبانی مدیریت ارشد و منابع لازم برای تاثیرگذاری مناسب برخوردار باشد.
پرچمدار انرژی سازمان باید همچون چشم و گوش سازمان در زمینه اتلاف انرژی عمل کند؛ بررسیکننده و پاسخگوی وضعیت شاخص های مصرف انرژی باشد؛ چکلیستی از وظایف و اقدامات هفتگی و ماهانه را تهیه کند و گروهی را برای ارایه گزارش درباره پیشرفت های حاصله و مشکلات قابل پیگیری بسیج کند.
گام دوم. درک واقعیت ها و هدفگذاری
عبارت "چنانچه چیزی را نسنجید نمیتوانید آن را مدیریت کنید" دقیقا گویای شرایط مدیریت انرژی است. صورتحساب ها بهتنهایی نخواهند توانست اطلاعات کافی را درباره کنترل کامل بر هزینههای انرژی ارایه دهند. هر سازمانی باید از شاخص ها و روش های بازبینی منظم ویژهای در بازههای زمانی مربوط استفاده کند. چنین چیزی سازمان را قادر خواهد کرد تا:
مصارف استثنایی را شناسایی و بهسرعت به علل ممکن بپردازد؛
صورتحساب ها را بررسی و از این امر اطمینان حاصل کند که هزینهها فقط برای سوخت مصرفی پرداخت شده است؛
هزینههای کنونی و عملکرد مربوط را با سال گذشته مقایسه کند؛
چندین موضع، فرایند یا ساختمان موجود در سازمان را با یکدیگر مقایسه کند؛
عملکردها را بر اساس استانداردهای ویژه برای کسب و کارهای مشابه مقایسه کند؛
الگوی فصلی مصرف را مورد ارزیابی قرار دهد.
انجام چنین مقایساتی به سازمان کمک خواهد کرد تا اهداف اصلاحی و بهترین چشماندازهای موجود برای صرفهجویی انرژی در کسب و کار را تعیین کند. هر از چندگاه یکبار باید شاخصهای مصرف انرژی را مورد بررسی دقیق قرار داد. بهعنوان یک قاعده سرانگشتی، چنانچه صورتحساب ها فصلی است، شاخص ها را باید ماهانه و چنانچه صورتحساب ها ماهانه است، شاخص ها را باید هفتگی خواند. در هر صورت، باید شاخصها دقیقا مطابق زمان از پیش تعیین شده خواند.
خوانش ها را میتوان در کاربرگها یا صفحهگسترده رایانه ثبت کرد. مصارف را میتوان بهصورت ترسیمی نشان داد که در اینصورت، نمایش روندها بهتر خواهد شد و بهموقع میتوان درباره مصارف استثنایی هشدار داد.
هزینه نسبتا بالای سوخت حمل و نقل نشاندهنده این است که در ناوگان حمل و نقل، بخش زیادی از هزینههای انرژی ناشی از مصرف بنزین یا گازوییل است. هر وسیله نقلیه باید دارای اسناد مربوط به فعالیت ها و خدمات روزانه باشد. در اسناد مزبور باید تاریخ، مسافت طی شده، سوخت خریداری شده، هزینه، راننده و جزییات خدمات ثبت و ضبط شود. از این دادهها میتوان برای تحلیل عملکرد وسیله نقلیه و هزینههای کلی مربوط سود جست.
یکی از راههای کاهش هزینههای انرژی، خریداری سوخت با پایینترین قیمت ممکن است. در زمینه انرژی برق، راه های مختلفی برای پرداخت هزینه کمتر برای هر واحد از آن وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از:
استفاده بیشینه از واحدهای ارزان، بهویژه واحدهای شبانه
کمینه کردن استفاده از واحدهای پرمصرف زمستانی
کاهش تقاضا در زمان اوج مصرف تا حد ممکن
بررسی تعرفهها برای کسب اطمینان از کمترین پرداخت بهازای هر واحد مصرف بر اساس شرایط و مقررات توافقی
هماهنگی با تامینکننده در زمینه عدم برخورداری بار مصرفی سازمان از ویژگی های غیر عادی همچون ضریب توان پایین.
در صورتی که بار مصرفی سازمان بیش از 100 کیلو وات است، باید با تامینکننده قرادادی منعقد کرد. در صورتی که بار مزبور کمتر از 100 کیلو وات است، احتمالا باید از تعرفههای استاندارد پیروی کرد که البته، ساختارهای مختلفی برای آن وجود دارد و ضروری است با تامینکننده در زمینه گزینههای مختلف مذاکره شود.
در ادامه باید بهدنبال استفاده از سوخت ها یا منابع انرژی بود که تعهد سازمان را نسبت به تغییرات جوی، تجدیدپذیری منابع و محدودیت های مصرفی و تعرفهای کمتر کند.
گام سوم. طرحریزی و سازماندهی
از بیانیه سیاست انرژی میتوان برای افزایش آگاهی کارکنان و ترویج تعهد مدیریت ارشد سود جست. در بیانیه سیاست مزبور باید اهداف اصلی بههمراه اهداف عملکردی مربوط مطرح شود.
بهمحض اینکه در زمینه اهداف یاد شده توافق حاصل شد، باید طرح های عملیاتی لازم برای پیشبرد کار و اینکه چه کاری در چه زمانی انجام شود، ارایه گردد. هر طرح عملیاتی باید:
برخوردار از تایید مدیریت باشد؛
فعالیت ها را به اهداف ویژه مرتبط کند؛
اقدامات را به افراد مشخصی واگذار کند؛
منابع لازم برای هر اقدام اصلاحی را تخصیص دهد.
برای افزایش آگاهی های کارکنان میتوان از ابزار ترویجی، خبرنامههای داخلی و نشست های عمومی سود جست. اگرچه فرد مشخصی برای مسئولیت کارآمدسازی انرژی تعیین میشود، مشارکت و تعهد تمامی کارکنان در دستیابی به موفقیت ضروری است. تمامی کارکنان باید به مشارکت تشویق شوند و طرح های انگیزشی منجر به کسب اطمینان از پیگیری امور خواهد شد.
گام چهارم. اجرای برنامههای عملیاتی
اولین اقدام در زمینه اتلاف انرژی عبارت است از کنکاش و جستجوی گام به گام که در وهله اول باید از کارکنان درباره شناسایی مشکلات و فرصت ها پرس و جو کرد. از این طریق، آنان خود را بهعنوان بخشی از فرایند ارزیابی احساس خواهند کرد. الگوی مصرف انرژی بهطور روزانه متغیر است. بنابراین، زمان های کنکاش و جستجو را باید متنوع کرد. بهعنوان مثال، هنگام کار نظافتچیها، زمان صرف ناهار، هنگام شب یا انتهای هفته کاری باید وضعیت را از نزدیک بررسی کرد.
باید به این نکته توجه داشت که اتلاف انرژی اغلب ناشی از مواردی همچون: فقدان آگاهی، رویههای اجرایی نامناسب، عدم تعمیر و نگهداری یا سرمایهگذاری لازم برای توسعه ابزار و تجهیزات است. ضروری است چکلیستی تهیه و در هر مقطع زمانی و مکانی، وضعیت عوامل را مورد بازبینی قرار داد.
گام پنجم. بازبینی، نظارت و بازنگری و رجوع به گام دوم برای تکرار فرایند
مدیریت انرژی باید در چارچوب فرایند بازبینی و بهبود مستمر مورد ملاحظه قرار گیرد. از اینرو، تعیین و استقرار نظام های ثبت و نظارت برای بررسی میزان تحقق اهداف و شناسایی فرصت های کاهش هزینه ضروری است. با توجه به پایش ها و سنجش های صورت گرفته در گام دوم میتوان انحرافات را تشخیص و میزان تاثبرگذاری عوامل مختلف را مورد بررسی قرار داد. سپس، اولویت ها و اقدامات مربوط تعیین و در قالب طرح یا پروژه مشخصی دنبال میشود.
|