بهزاد فرهانیان
اصلاح مالیات به عنوان جزئی از اصلاحات در سطح سیستم مالی کشورهای در حال توسعه در کانون تعدیلات اقتصادی قرار گرفته است، علت این امر هزینه های بسیار بالای سیستم های مالیاتی در این کشورها می باشد. توجیه اصلاح نظام مالیاتی دارای دو جنبه است، نخست، به منظور طراحی سیستم مالیاتی به گونه ای که باعث کاهش اختلالات شدید اقتصادی، عدم کارایی ها و نابرابری های حاصل در تخصیص منابع شود به بیان دیگر، نارسایی ها و ناهماهنگی های نظام سنتی مالیاتی در مواجه با گسترش روزافزون مبادلات بازرگانی و فعالیت های جدید اقتصادی رفع گردد. دیگر این که می توان اصلاح را در راستای افزایش درآمد عمومی البته با روشی غیر اختلالی و پایدار مورد توجه قرار داد. بر اساس گزارش بانک بین المللی ترمیم و توسعه، به طور متوسط نسبت درآمد مالیاتی به تولید ناخالص داخلی در کشورهای در حال توسعه بین 15 تا 30 درصد و در کشورهای توسعه یافته 30 درصد و نسبت مخارج عمومی به تولید ناخالص داخلی در کشورهای در حال توسعه معمولا بین 20 تا 30 درصد است، در حالی که رقم این نسبت در کشورهای توسعه یافته بیش از 30 درصد می باشد. نسبت درآمد مالیاتی به تولید ناخالص داخلی در متون اقتصادی به عنوان یکی از شاخص های مهم توسعه قلمداد می شود، زیرا از یک سو نشانگر تولید واقعی اقتصاد و از سوی دیگر مبین درصد پاسخگویی مسئولین به مردم است. با توجه به وظایف و انتظارات از نظام مالیاتی می توان نواقص و مسائلی که فرآیند اصلاحی باید آنها را حل کند یا در نظر داشته باشد، در قالب ویژگی های نظری و عملی مطرح کرد:
ناکافی بودن درآمد: وظیفه ی اصلی نظام مالیاتی ایجاد درآمد برای دولت است تضمین درآمد کافی می تواند مشکل کسری بودجه ی مزمن را از بین ببرد، هرچند که همیشه افزایش مالیات راه حل درست تامین مالی خدمات عمومی نیست.
اختلالات اقتصادی ناشی از مالیات: مالیات معمولا سبب کاهش درآمد واقعی جامعه به میزانی بیش از درآمد حاصله برای دولت می گردد.
مسئله نابرابری ها: طراحی غلط باعث می شود که مردم فقیر بار مالیاتی بیشتری تحمل کنند. توجه به عدالت افقی (رفتار یکسان با مالیات دهندگانی که درآمد یکسان دارند) و عمودی (رفتار متفاوت با مالیات دهندگانی که درآمد متفاوت دارند) در فرآیند اصلاح، ضروری است.
ضعف اجرایی: با تقویت مدیریت سیستم مالیاتی مشکل فرار مالیاتی و فساد دستگاه اجرایی حل می گردد. ساده کردن شیوه ی تعیین پایه ی مالیاتی، قدرتمند کردن سیستم های اطلاع رسانی و حذف قوانین زائد و عدم دخالت های سیاسی منجر به تقویت مدیریت سیستم می شود.
کشورهای در حال توسعه، از جمله ایران به طور قطع حداقل با یکی از ایرادها مواجه اند، بر اساس گزارش وزارت اقتصاد ایران با آمار عدم پرداخت مالیات توسط 60 درصد اقتصاد، که از میان این 60 درصد، 40 درصد به طور غیر قانونی از پرداخت مالیات طفره می روند در حال تبدیل شدن به یکی از مراکز بهشت مالیاتی است!
مرکز بهشت مالیات به معنی دور از ساحل و در آمریکا به معنای هرگونه فعالیتی است که دور از قلمرو اصلی آن کشور انجام می گردد و جذابیت هایی نظیر: تطهیر پول، معافیت مالیاتی، اختفاء و حفظ اسرار و ثبت و نگهداری شرکت ها را در خود دارد. جزایری نظیر قبرس، برمودا، مالدیو و بنادری نظیر هنگ کنگ، جبل الطارق و کشورهایی نظیر لیختن اشتاین و لوکزامبورگ از بهشت های مالیاتی هستند. این پدیده را از پیامدهای جهانی شدن اقتصاد و پیشرفت فناوری می دانند که به کشورهای با اقتصاد کوچک آمده است.
مالیات بر درآمد شرکت فقط در یک نرخ پایین و غیر افراطی با لحاظ استهلاک و دیگر مخارج غیر نقدی بابت تدارکات مشابه در بخش ها.
این رهنمودهای توسط صندوق بین المللی پول (IMF) برای طراحی قوی اصلاحات مالیاتی در کشورهای در حال توسعه لازم دانسته شده است. البته باید توجه داشت که اصلاح مالیاتی مختص کشورهای در حال توسعه نیست. بسیاری از محققان سیستم رایج مالیاتی در آمریکا را نیز آلوده به مشکلات و مسائلی از جمله تبعیضی بودن و ضد رشد بودن این سیستم می دانند.
معرفی شیوه جدید اخذ مالیات
با توجه به آنچه تا کنون ذکر شد می توان معرفی شیوه های جدید مالیات ستانی را به عنوان یکی از روش های اصلاح نظام مالیاتی در نظر گرفت. به این ترتیب که روش اخذ مالیات جدیدی را به کار بست تا هم نظام سازمانی سیستم مالیاتی را متحول کند، هم منجر به کسب درآمد بیشتری گردد. در میان روش های پیشنهادی به سیستم های مالیاتی، مالیات بر ارزش افزوده و مالیات یکنواخت مشهورند.
به طور خلاصه اینکه، مالیات یکنواخت توسط هال ـ رابوشکا در 1995 معرفی شد، این مالیات می تواند جایگزین سیستم رایج مالیات بر درآمد شرکت و اشخاص گردد، افراد مزد حقوق بازنشستگی را محاسبه و یک مقرری شخصی معین را از آن کم کرده و سپس یک مالیات یکنواخت چند درصدی بابت الباقی آن می پردازند، درآمد مشاغل هم با همان نرخ چند درصدی مالیات بندی می شود. نوپایی این شیوه مالیات ستانی و اطلاعت کم درباره ی نحوه ی اجرای آن همچنین روشن نبودن وضعیت استقبال از این نوع مالیات اظهار نظر را سلب می نماید، هرچند برخی اقتصاددانان این مالیات را بر مالیات بر ارزش افزوده مرجح شمرده اند.
اما مالیات بر ارزش افزوده (VAT) دورازه ای بسیار گسترده ی پژوهشی در علم اقتصاد را گشوده است. همه گیر شدن این شیوه ی مالیات ستانی در کشورهای مختلف و به راه افتادن موجی که دائما نقایص آنرا بررسی و برطرف می کند، از ویژگی های بارز این نوع مالیات است. به عنوان توضیح مختصر می توان گفت، مالیات بر ارزش افزوده نوعی مالیات ستانی از مصرف است، که امروزه به شکل کاملا مکانیزه و رایانه ای به اجرا در می آید. طی پروژه ای که دانشگاه هاوارد با عنوان تدوین قانون جهانی مالیات به انجام رسانیده است.
|