یکى از عوامل مؤثر در رشد و توسعة اقتصاد، کار است. نهادة نیروی انسانی فعال در کنار دیگر نهادههای تولید، نقش بسزایی در توسعة اقتصاد دارد و چهبسا نقش آن از عامل سرمایه و منابع طبیعی بیشتر باشد. به همین جهت سرمایة انسانی در ادبیات اقتصادی از جایگاه منیعی برخوردار است. کشورهایی که فرهنگ کار و تلاش در آنها نهادینه شده است، موفقیتهای چشمگیری در اقتصاد خود داشتهاند. بهرغم اینکه دین مبین اسلام ارزش فراوانی برای کار مطرح کرده و بیکاری و سربار جامعه بودن را در هر شکلی مورد سرزنش قرار داده است، معالاسف برخی از مسلمانان با برداشتهای نادرست از واژههای زیبایی چون زهد، قناعت و توکل، فرار از کار را شیوة خود قرار دادهاند. این در صورتی است که هر یک از این واژهها اگر درست تبیین و عمل شود، نقش سازندهای در پیشرفت مسلمانان خواهد داشت.
استاد مطهری در این باره فرموده است:
در اسلام بیکارى مردود و مطرود است و کار بهعنوان یک امر مقدس شناخته شده است. انسان به حکم اینکه از جامعه بهره مىبرد و به حکم اینکه کار، بهترین عامل سازندة فرد و اجتماع و بیکارى بزرگترین عامل فساد است، باید کار مفید انجام دهد.
در زبان دین وقتى مىخواهند تقدس چیزى را بیان کنند، به این صورت بیان مىکنند که خداوند فلان چیز را دوست دارد. مثلاً در حدیث وارد شده است: «انّ اللهَ یُحِبُّ الْمُؤمِنَ الْمُحْتَرِف» خداوند مؤمنى را که داراى یک حرفه است و بدان اشتغال دارد، دوست دارد. یا اینکه گفتهاند: «الکادُّ عَلى عَیالِهِ کَالْمُجاهِدِ فى سَبیلِ اللهِ» کسى که خود را براى ادارة زندگیش به مشقت مىاندازد، مانند کسى است که در راه خدا جهاد مىکند. یا آن حدیث نبوى معروف که فرمود: «مَلْعُونٌ مَنْ ألْقى کله عَلَى النّاسِ» هر کسى که بیکار گردد و سنگینى [اقتصادى] خود را بر دوش مردم بیندازد، ملعون است و لعنت خدا شامل اوست. یا حدیث دیگرى در کتاب بحارالانوار و برخى کتب دیگر هست که وقتى در حضور مبارک رسول اکرم دربارة کسى سخن میگفتند که چنین و چنان است، حضرت میپرسید کارش چیست؟ اگر میگفتند کار ندارد، میفرمود: «سَقَطَ مِنْ عَیْنى» یعنى در چشم من دیگر ارزشى ندارد. ایشان در ادامه میفرمایند:
از داستانهاى زیادی که در کتاب کوچک داستان راستان، از پیغمبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین و دیگر ائمه علیهمالسلام نقل کردهایم، فهمیده مىشود که چقدر کار کردن و کار داشتن از نظر پیشوایان اسلام مقدس است. و این درست برعکس آن چیزى است که در میان برخى متصوفه و زاهدنمایان رسوخ داشته که کار را برای انسانهای محتاج و بیچاره میدانند و هر کسى که کارى میکند، مىگوییم بیچاره محتاج است و مجبور است که کار کند.
استاد در ادامه به برخی از آثار مثبت کار که سبب شده مورد تکریم اسلام قرار گیرد، اشاره میکند:
1. کار بر عزت و شخصیت انسان مىافزاید و او را در نظر خودش محترم مىنماید، یعنى حس احترام به ذات و اعتماد به شخصیت در او ایجاد مىکند. در مقابل بیکارى، کوچکترین اثرش این است که احترام و شخصیت انسان را پیش دیگران و پیش خودش از بین مىبرد. و همین در هم شکستن شخصیت انسان سبب مىشود که تن به پستى و بیچارگى بدهد.
2. کار و فعالیت موجب سرگرمى فکرى است، یعنى فکر انسان متوجه اصلاح کار خویش است و این به نوبة خود دو نتیجه دارد؛ یکى اینکه دیگر مجالى براى فعالیت قوة خیال و هوسهاى شیطانى باقى نمىماند، دیگر اینکه فکر انسان عادت مىکند که همواره منظم کار کند و از بىانتظامى و پریدن از یک شاخة هوس به شاخة دیگر خلاص گردد. بدیهى است که یکى از اصول شخصیت انسان همان استوارى و استحکام و انتظام فکر اوست.
3. علاوه بر اینها کار و فعالیت و به مصرف رسیدنِ درست انرژیهاى ذخیرة بدن به روح، صفا و به دل، نرمى و خشوع مىدهد. بر عکس، بیکارى که موجب کدورت و تاریک شدن روح و موجب قساوت و سختى دل است.
|