ساختار بستههای نجاتی که اوایل اکتبر 2008 در آمریکا و اروپا اعلام شد، به گونهای است که میتواند کسب و کار بانکهای سنتی را در منطقه محدود کند. مثلاً تزریق نقدینگی به بانکهای انگلستان بهصورتی است که آن دسته از بانکها که به سرمایههای دولتی دسترسی دارند، ناچارند که روی بازارهای داخلی متمرکز شوند. بانک سلطنتی اسکاتلند (RBS) و لویدزتیاسبی که بهترتیب منتظر دریافت 20 و 17 میلیارد پوند از دولت انگلستان هستند، چنین وضعیتی دارند.
این دو از بانک¬های پرسابقة خاورمیانه محسوب می¬شوند. آر¬بی¬اس که در تأمین مالی پروژههای بسیاری نقش داشته است، در حال حاضر موظف به تأمین بودجة 26 میلیارد دلاری پالایشگاه رأسالتنوره برای شرکت دولتی و عظیم آرامکوی عربستان سعودی است. همچنین قرار است 5 میلیارد دلار دیگر به شرکت دولفینانرژی اختصاص دهد.
فعالیت عمدة لویدزتیاسبی در دوبی، بانکداری خُرد است، اما در سرمایهگذاری برای توسعة بندر فُجیره و اعطای یک وام 2/2 میلیارد دلاری به شرکت دوبیدرای¬داکز، از زیرمجموعههای شرکت دوبی¬وُرلد نیز شرکت داشته است.
هیچکدام از این دو بانک هنوز اعلام نکرده¬اند که وابستگیشان به سرمایههای دولت انگلستان چه تأثیری بر طرحهای منطقهای آنها خواهد داشت، اما منابع نزدیک به آر¬بی¬اس معتقدند که این بانک احتمالاً در استراتژی خود تجدید نظر خواهد کرد.
یکی از بانکداران مستقر در دوبی میگوید «اکنون آر¬بی¬اس ناچار است به گسترش اعتبارات در بازار داخلی بپردازد، بنابراین این خطر وجود دارد که دیگر روند وامدهی در دیگر مناطق (خاورمیانه) رشد نکند.» این وضعیت، فرصت مناسبی برای بانکهایی مانند اچ¬اس¬بی¬سی و بارکلیز است که نیازی به کمک دولت ندارند. مسئولان این دو بانک معتقدند که موقعیت خوبی برای توسعة خود در منطقه دارند، زیرا ناچار به رعایت محدودیتهای دولتی نیستند.
برخی از بانکهای آمریکا، با آن¬که در بازار داخلی خود با مشکل مواجهند، باید فعالیت خود را در خاورمیانه گسترش دهند. جانتاین، مدیرعامل و رئیس بانک مریل¬لینچ که 15 سپتامبر 2008 با کمک 50 میلیارد دلاری «بانک آمریکا» از ورشکستگی نجات یافت، میگوید که طرحهای توسعة این بانک در خاورمیانه و دیگر بازارهای نوظهور مانند بریک (برزیل، روسیه، هند و چین) هنوز هم در دست پیگیری است. وی میافزاید «وقتی به دنیا نگاه میکنیم تا مناطق مناسب را برای صرف منابع خود بیابیم، متوجه فرصتهایی میشویم که در کشورهای بریک و خاورمیانه وجود دارد. ما به این باور رسیدهایم که فرصتهای خوبی در خاورمیانه پیش روی ماست.»
تأمین مالی پروژهها
برخی از بانکهای بزرگ بینالمللی در موقعیت مناسبی برای افزایش سهم خود در بازار قرار دارند، چرا که بیشتر بانکها کنار کشیدهاند. مسئول تأمین مالی پروژهها در یکی از بانکهای منطقه میگوید «بیشتر کارهای مشورتی بانکهای منطقه صرفاً نظمدادن به مدیریت کلی کار است. این بانک¬ها جنبههای ساختاری و راهبردی را دقیق بررسی نمیکنند.» او معتقد است که بیشتر شرکتها از بانکهای بینالمللی مانند اچ¬اس¬بی¬سی و بیانپی پاریباس استفاده خواهند کرد، چون این بانکها از یک سو در پروژههای خاورمیانه باقی خواهند ماند و از سوی دیگر به تیمهای تخصصی بزرگتر و گستردهتری دسترسی دارند.
یکی از مسئولان تأمین مالی پروژهها در بانک بیانپیپاریباس میگوید «انتظار داریم در کسبوکارهای بسیاری موفق شویم. اچ¬اس¬بی¬سی نیز همینگونه خواهد بود. در وضعیت فعلی بازار، تفاوت بانکهای بینالمللی که تیمهای مشورتی قوی دارند و به پروژهها واقعاً نظم میدهند، با بانکهای محلی کوچکتر که صرفاً به رشد بازار تکیه دارند، روشن خواهد شد.»
حتی بانکهای محلیای که هنوز در تأمین مالی پروژهها فعالند، اظهار می¬کنند که باوجود عقبنشینی رقبا، افزایش سهمشان در بازار کاری مشکل خواهد بود. منبعی آگاه از یک بانک عربی که همچنان در پی انعقاد قراردادهای مالی است، به نشریة مید میگوید «گمان نمیکنم بتوانیم در شرایط فعلی همة ظرفیت خالی بازار را پوشش دهیم. اگر معدود بانک¬هایی دچار مشکل شده بودند، از عهدة این کار برمیآمدیم، اما فعلاً همة بانکها کموبیش با مشکل روبهرو هستند.»
بانکهای اسلامی نیز میتوانند از این آشفتگی بهرهبرداری کنند. محدودیتی که بانکهای اسلامی در انجام امور دارند، بهطور سنتی آنها را ارزشمندتر و نقششان را کمرنگتر کرده است. به هر حال، این وضعیت در حال تغییر است و بانکهای بیشتری از این بخش وارد صحنه میشوند. مثلاً، پروژة 5/3 میلیارد دلاری آب و برق رأس¬لفان در قطر که بهعلت مشکلات مالی متوقف شده بود، با سرمایهگذاری 250 میلیون دلاری بانک اسلامی قطر (QIB) و بانک توسعة اسلامی دوباره احیا شد.
مؤسسههای مالی اسلامی نمیتوانند روی هر نوع دارایی سرمایهگذاری کنند و به همین دلیل از گزند بسیاری از خدمات بانکی مانند اعطای وامهای وثیقهای که به بحران مالی میانجامد، مصون ماندهاند و بنابراین در این شرایط دشوار، قادرند فعالیتهای خود را گسترش دهند. یکی از تحلیلگران امور بانکی در دوبی میگوید «از آنجا که بانکهای اسلامی، بیشتر متکی به بانکداری خُرد هستند، از انسداد بازار سرمایه و نقدینگیِ بین ¬بانکی کمتر آسیب دیدهاند. از سویی چندین بانک اسلامی فرصت رشد پیدا کردهاند و این در حالی است که بانکهای سنتی با مشکل نقدینگی روبهرو هستند.»
از سوی دیگر، بانکهای اسلامی نسبتاً کوچک هستند و نمیتوانند نقش عمدهای در بازارهای مالی منطقه بازی کنند. جز بانک الراجحی عربستان سعودی و بانک بیت¬التمویل کویت، هیچ یک از دیگر بانکهای اسلامی در حد و اندازة قراردادهای بزرگ نیستند. بانکهای بزرگ نیز به سبب کمبود منابع ارزی به پولهای رایج خودشان روی آوردهاند و همین موضوع کار را دشوارتر ساخته است.
یکی از بانکداران ارشد الراجحی میگوید «برای بانک بزرگی مانند ما فرصتهای فراوانی از دل بحران مالی سر بر آورده است، اما بدبختانه با مشکل کمبود منابع ارزی مواجه هستیم. بنابراین ناچاریم سرمایهگذاریها را به ریال سعودی انجام دهیم.»
با وجود این مشکلات، استحکام ترازنامههای بانکهای اسلامی، این بانک¬ها را در مقایسه با بانکها و شرکتهای سنتیِ عمده که میکوشند بدهیهای خود را کاهش دهند، در موقعیت بهتری قرار داده است.
یکی از تحلیلگران مستقر در دوبی معتقد است «ما اکنون در حال گذار از یک دورة فروش داراییها و سرمایهداری دوباره در جهان هستیم. همین موضوع باعث می¬شود که بانکهای اسلامی چند قدم جلوتر از دیگر بانک¬ها باشند، چرا که آنها بهخوبی تأمین سرمایه شدهاند و چندان بدهکار نیستند.»
یکی از سرمایهگذاران بانکی در یکی از بانکهای اسلامی امارات میگوید «از آنجا که سرمایهگذاری در بانکهای سنتی با خطرهای بیشتری همراه است، انتظار داریم که بتوانیم رقابت خوبی با آنها داشته باشیم.»
نوآوری در خدمات
بانکهای اسلامی برای آنکه بتوانند با خدمات جدید بانکهای سنتی رقابت کنند تحت فشار هستند، اما حالا این خدمات جدید کاهش یافتهاند. منصور دورانی که مسئول تأمین مالی پروژهها در بانک تجاری عربستان سعودی است، میگوید «به بانکداران اسلامی توصیه شده است که از مؤسسات مالی سنتی کورکورانه تقلید نکنند و به دنبال ابداعات و پیچیدگیهای پایانناپذیر نروند.»
به هر حال، بهرهبرداری از بحران مالی برای هر مؤسسهای و از جمله بانکهای اسلامی به وجود قراردادهای آماده در بازار بستگی دارد. یکی از بانکداران ساکن بحرین که در تأمین مالی پروژهها فعالیت دارد، میگوید «اگر قراردادهای آمادهای برای سرمایهگذاری وجود نداشت، بانکهایی که آسیب کمتری از بحران مالی دیده و مصون ماندهاند، نمیتوانستند از این فرصت بهره ببرند.»
در سال 2008، کاهش شدیدی در تأمین مالی پروژهها رخ داد؛ بهگونهای که شمار فراوانی از قراردادها به تعویق افتاد. این پدیده احتمالاً در سراسر سال 2009 نیز تداوم خواهد داشت. جانتاین معتقد است «هیچ شکی نیست که نرخ رشد اقتصاد خاورمیانه نیز کُند خواهد شد.»
در چنین وضعیتی متخصصان امور بانکی میگویند که بهترین راهبرد برای بانکهایی که امیدوارند با بهرهگیری از فرصت بحران مالی خود را تقویت کنند، اینست که مشتریانِ رقبای ضعیفتر خود را جذب کنند.
مسئول بازارهای محلی سرمایه در یکی از بانکهای بینالمللی میگوید «در حال حاضر فعالیت چندانی نمیتوان انجام داد. بنابراین، بهترین کار برای بانکهایی که میخواهند فعالیتهای خود را گسترش دهند، اینست که مشتریان پرشمار و ناامید دیگر بانکها را جذب کنند.»
ژانمارکریگل، مدیرکل سرمایهگذاری بانکی و توسعة بانک اسلامی قطر میگوید «ما کاملاً آمادهایم تا از فرصتهای برآمده از بازار فعلی بهرهبرداری کنیم. نگاه مجدد بانکها به مدلهای تجاری و فعالیتهای خود در منطقه یعنی اینکه ما فرصت فعالیت بیشتری داریم. بر اساس «آژانسهای رتبهبندی» جایگاه بانک ما ارتقا یافته است، در حالی که دیگر بانکها تنزل داشتهاند و همین به ما کمک میکند تا سپردههایی را که سرمایهگذاران محلی از بازارهای غربی خارج کردهاند، به سمت خود جلب کنیم. ما مذاکرههایی با شرکتهای بزرگ قطری داشتهایم، در حالی که سال گذشته این شرکت¬ها اصلاً به بانکها فکر هم نمیکردند.»
اگر این بانکها بتوانند تعدادی از پروژه¬هایی را تأمین اعتبار کنند که تا 6 ما دیگر عملیاتی خواهند شد، آنگاه خواهند توانست زمانی که فعالیت واقعی آغاز میشود، در موقعیت قدرتمندتری قرار گیرند.
مترجم: احمد صادقیصفت
منبع: مید 30-24 اکتبر 2008
|