تنوع تولید در گروه لجستیک نوین درناز امان
گفتگو با دکتر سید محمد معطرحسینی یکی از مشاوران سایپا و عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه امیرکبیر
دنیای کسب و کار هر روزه شاهد تغییرات شگرفی است و با پیچیدگی آن، شرکتها نیز با چالشهای جدیدی روبه رو میشوند و در نتیجه اتکای آنها به مشاوران خود بیش از گذشته خواهد شد. مشاوران در پیشرفت و توسعه سازمانها و صنایع و همچنین توصیهپذیری طرحهای تولیدی و اقتصادی نقش موثری ایفا میکنند.
شرکت سایپا نیز از حضور این مشاوران و استادان فن بیبهره نیست. لذا اندیشه گستر تصمیم گرفت با دکتر سید محمد معطرحسینی یکی از مشاوران سایپا و عضو هیئت علمی دانشکده مهندسی صنایع دانشگاه امیرکبیر مصاحبهای انجامد دهد که در ادامه میخوانید.
دکتر معطرحسینی مدرک کارشناسی خود را از دانشگاه امیرکبیر در سال 1350، فوقلیسانس را از دانشگاه NIT ناگویای ژاپن در سال 1357، و دکتری خود را در سال 1369 از دانشگاه الستون انگلستان گرفته است.
او در زمینههای لجستیک نوین، استراتژی تولید صنعتی، برنامهریزی و کنترل تولید، سیستمهای تولیدی سلولی (CMS) و سیستمهای مبتنی بر JIT به تحقیقات و آموزش مشغول است.
وی حدود 30 مقاله در مجلات خارجی و داخلی و کنفرانسها به چاپ رسانده است و سوابق تحقیقات صنعتیاش 9 ماه کارآموزی در خصوص JIT در کارخانههای تویوتای ژاپن، دو سال و نیم مشاوره در شرکت ساپکو، دو سال مشاوره در سایپا در زمینه لجستیک نوین و مشاورههایی در حوزههای تحقیقاتی دیگر را دربرمیگیرد.
در ابتدای این گفت وگو وی به بررسی رایطه صنعت و جامعه پرداخت و گفت: جامعه بدنه و بستر صنعت و صنعت بازوی جامعه برای رشد و توسعه است. جامعه برای رشد به بازوان قوی و صنعت برای قوی شدن به محیط و بستر مناسب نیاز دارد، لذا مسؤولیت و وظایف متقابل جامعه و صنعت باید به دقت مورد توجه قرار گیرد و به آن عمل شود. در این روند باید به تحولات جامعه دقت کرد زیرا این تحولات در اقتصاد و تکنولوژی و روابط صنعتی شرایط خاصی را پیش روی صنعت و جامعه قرار میدهد که موجب تغییرات اساسی در نگرشها و عملکرد آنها میشود.
گرچه صنعت به معنی عام آن شامل تولید صنعتی، خدماتی، کشاورزی و بعضی دیگر از محورهای فعالیت جامعه میشود ولی در این بحث عمدتاً منظر تولید صنعتی موردتوجه خواهد بود.
تولیدات صنعتی در یک دهه گذشته به طور متوسط 15 درصد از مجموع فعالیتهای اقتصادی کشور را تشکیل داده که در مقایسه با اکثر کشورها به طور قابل توجهی پایین است. البته سهم بعضی از حوزههای صنعتی از جمله خودروسازی در مدت مذکور رو به افزایش بوده و توسعه قابل توجهی نشان داده است. به عنوان مثال رشد مقیاس تولید در سایپا و یا ارتقای برخی از معیارهای صنعتی در سایپا و ایران خودرو چشمگیر بوده است.
در اینجا میخواهم موضوع تولید صنعتی و تا حدی صنعت خودروسازی را در سه محور رابطه صنعت و جامعه، رابطه صنعت و محیط بینالمللی و رابطه صنعت و محیط درونی بررسی کنم.
رابطه متقابل صنعت و جامعه را میتوان به صورت محدودتر تحت عنوان شرایط محیط بیرونی صنعت مطرح کرد. از جمله نتایج مهم تحقیقی که با استفاده از آمار بینالمللی انجام شده، این است که در کشورهای صنعتی تحقق اهداف عمدتاً در همان سطح تعیین اهداف است؛ در حالی که در کشورهای در حال صنعتی شدن، هدفگذاری معمولاً با اشتیاق بالایی صورت میگیرد ولی تحقق اهداف در حد پایین میسر میشود.
این عدم موفقیت در حصول اهداف میتواند دلایل مختلفی داشته باشد و از شرایط محیط بیرونی، درونی، تکنولوژی و مدیریت و یا نیروی انسانی و غیره تاثیر پذیرد.
در خصوص شرایط محیط بیرونی میتوان به موفقیتهای اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، مالی و قوانین جامعه اشاره کرد. وقتی بحث خصوصیسازی مطرح میشود یا بحث WTO به میان میآید، همه میگویند دولت باید حمایتهایش را از صنعت بردارد؛ در صورتی که این نگرش کامل نیست بلکه باید نقش دولت به عنوان حمایت کننده مستقیم حذف شود اما به عنوان پشتیبان و ایجادکننده زیرساختها باید حضور مداوم داشته باشد.
یعنی دولت باید به زیرساختها کمک کند و در توانمندی صنعت کوشا باشد. این توانمندسازی میتواند تکنولوژی، مدیریتی یا به هر صورت دیگر باشد. در این بین نمیتوان از نقش صنعت چشم پوشی کرد زیرا در به وجود آوردن شرایط محیطی خوب و همچنین ایجاد و بهبود زیرساختها موثر است. نمونههای بسیاری در کشورهای صنعتی مشاهده میشود که مجموع صنایع مرتبط با پشتیبانی یک سازمان دولتی و اغلب با مشارکت دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی، زیرساخت ها و سیستمهای کلان را ایجاد میکنند. ایجاد این نوع زیرساخت ها و سیستمهای کلان، از حوزه اقتدار یک صنعت یا یک سازمان خارج است. در نتیجه مجموعهها باید با هم کارکنند. صنعت به لحاظ فرهنگی، هم با عملکرد خود فضای فرهنگ کاری جامعه را بهبود میبخشد و هم استانداردهای کیفیت و انتظارات کیفی جامعه یعنی همان مشتری نهایی را ارتقا میدهد. در ضمن به ارتقای تکنولوژی و نرمافزاری جامعه هم کمک میکند.
به عنوان مثال اگر کارخانهای محصولی با کیفیت عالی به بازار عرضه کند، جامعه انتظار کیفیت مطلوب را دارد و بالطبع از کل صنایع این را طلب میکند.
در خصوص محور دوم که ارتباط محیط بینالمللی با صنعت است، ذکر دو نکته ضروری به نظر میرسد: اول این که صنعت ایران با بازار داخلی بزرگی مواجه است (جمعیت بالای 60 میلیون) که میتواند از آن برای ارتقای خودش استفاده کند و دیگر این که جهان صنعتی، امروز منافع خود را در ایجاد زنجیره و شبکه تولید و تامین بینالمللی تشخیص داده است و در این خصوص فرصتهایی برای کشورهای در حال صنعتی شدن وجود دارد. معیارهای این مزیت نسبی به طور عمومی کیفیت، پاسخگویی سریع، قیمت، ایجاد اطمینان در خصوص استانداردها و نیز به موقع بودن عملیات و انعطافپذیری است اما مطلب مهم دیگر آن است که این مجموعه با معیار ملاک Best Performance سنجیده میشود و این فضای مناسب برای مشارکت صنایع کشورهای درحال توسعه از جمله ایران با شبکههای تولید و عرضه بینالمللی است.
محور سوم، رابطه صنعت و محیط درونی خودش است؛ همانند سایپا یا ایران خودرو با محیط درونی خودشان. به نظر من طی یک دهه گذشته خودروسازها خوب کار کرده و مفاهیم نو را گرفتهاند؛ مثل مباحث نوین مدیریت یا سیستمهای جامع همانند TQM، JIT، IT، تضمین کیفیت، بهبود بهرهوری و غیره. تمامی این موارد در کشور ما پیشرفت محسوسی کرده است اما همانند غربیها نتیجه نگرفتهایم.
من 10 سال پیش از سایپا بازدید کردم و در مقایسه با بازدید دوبارهام، تفاوتهای بسیاری دیدم. این تغییرات کاملاً چشمگیر بوده است. البته کافی نیست اما جای امیدواری بسیار دارد. در 10 سال گذشته وقتی وارد کارخانه میشدید، از همان ورودی شاهد بینظمی بودید تا خط تولید یا انبارها اما هم اکنون خیلی از سیستمها مکانیزه شدهاند و مدیریتها، بر دانش مدیریتیشان افزودهاند و سطح اطلاعات کارشناسان نیز بسیار بالا رفته است.
در حال حاضر کارشناسان کمک بسیار بزرگی برای ما محسوب میشوند به عنوان نمونه در خصوص بهبود شرایط محیط داخلی و بهبود عملکرد، میتوان به طرح لجستیک نوین در شرکت سایپا اشاره کرد. این طرح در سطح مدیریت ارشد شرکت با اهمیت تلقی شده است؛ ضمن این که در حوزه صنعت برنامهریزی جامع تولید قرار گرفته و از مشارکت موثر سایر حوزهها از جمله مهندسی صنایع، IT، حوزه تولید و خدمات مهندسی و بعضی واحدهای پشتیبانی دیگر نیز برخوردار است.
این طرح زیرنظر کمیته راهبردی لجستیک نوین فعالیت میکند و از حضور مشاوران داخلی، خارجی و مدیریتها و کارشناسان ذیربط بهرهمند است.
من این پروژه را مثبت میبینم چون به طور هماهنگ در حال اجراست. گرچه در ایران همیشه هماهنگی انجام کارهای کلان، بسیار سخت است اما این پروژه به صورت منسجم پیش میرود.
اندیشه گستر: لطفاً در مورد مبحث لجستیک بیشتر توضیح بدهید.
لجستیک بخش نسبتاً مهمی از زنجیره تامین محسوب میشود که دارای وظایفی از جمله انبارداری، حمل و نقل (شامل تامین مواد و حمل و نقل داخلی و خارجی)، مدارک و تغذیه خطوط است. لجستیک 20 سال گذشته این گونه نبود اما هم اکنون با آمدن لجستیک نوین، دامنه این موضوع بسیار گسترده شده و مفاهیم جدیدی را دربرگرفته است. و از سیستم کششی مطابق با سرعت جریان مواد، براساس کاهش سرمایههای راکد و کاهش موجودی و ارائه سرویس بهتر به خطوط تولید استفاده میکند.
در لجستیک انواع دستهبندیها و تحولات وجود دارد. در سایپا نیز پروژه لجستیک مورد بررسی و مطالعات مهندسی قرار گرفته است. در حال حاضر این اطلاعات مهندسی به یک پایلوت کوچک تبدیل شده که در بخشی از خط تولید و مونتاژ جدید قرار است تست و ارزیابی شود. اگر این پروژه به نتیجه برسد، معیارهای استراتژیک شرکت از قبیل سرعت در پاسخگویی، کاهش هزینههای انبارداری و سرویسدهی بهتر به خطوط تولید مشخص میشود اما لجستیک نوین خط تولید را مشتری خودش میداند و در همه حال میخواهد آن را راضی نگه دارد.
لجستیک نوین میخواهد فضای خط تولید برای تنوع تولید، آزاد باشد. لجستیک نوین این تنوع تولید را ممکن کرده است.
تنها مشکلی که در اینجا میتواند ایجاد شود، تفاوت در مقدار تولیدات است. وقتی در یک خط میخواهند دو محصول را تولید کنند، با لجستیک نوین فضای کمی برای ذخیرهسازی در کنار انبار و خط تولید ایجاد میشود، پس انعطافپذیری افزایش مییابد و بهرهوری سالنهای تولید بالا میرود.
اندیشه گستر: زمزمههای نهایی شدن C4 را شنیدهایم و حتی گفتهاند که قرار است C4 در خط تولید زانتیا تولید شود؛ آیا در این زمینه لجستیک نوین پاسخگوست؟
بله، لجستیک نوین پاسخگوی این قبیل بحثهاست البته شرایطی هم وجود دارد که چه تولیدی را میتوان با تولید دیگر در یک خط گذاشت. در مجموع این پروژه میتواند در هزینهها، انعطافپذیری و افزایش سرعت عمل موثر باشد.
اندیشه گستر: در سایپا سیستمی به نام ERP ایجاد شده است، آیا این سیستم ارتباطی با لجستیک دارد؟
ERP طرحی بسیار کلان و کلی است. لجستیک در جایی که ERP باشد، به کارایی و قابلیت بسیار بالایی میرسد. ERP بستر مناسبی برای اجرای مکانیزه لجستیک فراهم میکند. ERP طرحی است که جاهای مختلف از جمله لجستیک را پشتیبانی میکند اما این سیستم هنوز در سایپا نهایی نشده است.
اندیشه گستر: در بحثهای مختلف در زمینه تولید از محدود بودن فضای خطوط سخن به میان میآید، چطور دو تولید را در یک خط جای میدهند؟ آیا این موضوع را به عنوان یک چالش میتوان مطرح کرد؟
میتوان گفت ما هر چه مفاهیم جدید را مطرح کنیم، فرصتهای بهتری به دست خواهیم آورد. در طرح مذکور ممکن است لجستیک نوین کمکی به این قضیه باشد اما محاسبه فضاها و موضوعات مرتبط با آن به عهده مهندسی صنایع و حوزه معاونت تولید است و لجستیک با این که طرح کلی برای چگونگی تغذیه روان در خطوط دارد اما به طور مستقیم وارد این مباحث نشده است. صد البته که حوزه مهندسی صنایع و تولید با لجستیک تعاملاتی دارند.
در حال حاضر نیز تولید C4 در خط زانتیا مسئله مهم و حساسی شده است. در بررسیهای صورت گرفته مشاهده شد که اگر کل خط را برای پایلوت استفاده کنیم، مشکلاتی ایجاد میشود، پایلوت معمولاً یک قسمت کوچک است. پس طی بررسیهایی ایستگاههای 48 تا 54 به عنوان پایلوت انتخاب شد و بقیه خط همانند گذشته به کارش ادامه داد اما پس از مدتی مشکلاتی پدید آمد. یک خط نمیتواند با دو قانون کار کند بنابراین این طرح به صورت محدود در نظر گرفته شد. البته مهندسی برنامهریزی شرکت، مهندس صفری بیشتر در جریان این موضوع هستند.
در حال حاضر لجستیک نوین و پایلوت آن موضوعی است که بنده دارم درباره آن تحقیق میکنم.
اندیشه گستر: این پروژه را شما به سایپا معرفی کردید یا در سایپا تعریف شده بود؟
در ابتدای تعریف این پروژه که با مشاور فرانسوی تازه وارد مشورت شده بودند و موضوع هنوز قطعیت پیدا نکرده بود، با توجه به سابقه من در ایران خودرو و نیز فعالیتهای دانشگاهیام در این حوزه، از بنده دعوت شد تا در واقع مثلثی شامل شرکت سگولا، مشاور داخلی و سایپا را تشکیل دهیم.
پروژه در سایپا در جریان تعریف بود و ما هم سهم کوچکی در نهایی شدن این تعریف داشتیم. البته شرکت سگولا به عنوان مشاور اصلی مطرح بود و ما مشاور خود شرکت سایپا بودیم تا مباحث را منتقل کنیم.
اندیشه گستر: میگویند یک سری از مفاهیم موجود لزوماً نسخه بیماری ما نیست، به عنوان مثال JIT در جایی نیاز بوده و تعریف شده و به کار نیازمندانش جهت داده اما حالا ما میگوییم برای ما هم قابل استفاده است. آیا شما هم چنین نظری دارید؟
ما نمیتوانیم به دور از مفاهیم نوین بمانیم. در ابتدای صحبتهایم به شرایط محیط بیرونی و درونی اشاره کردم. ورود تدریجی ما به این گونه مسائل، بهتر است و باید کم کم بسترش را فراهم کنیم. ببینید، در خارج از سایپا اگر شبکه حمل و نقل بینالمللی خوب نباشد، گمرک به خوبی عمل نکند، سیستم IT کشور مناسب نباشد یا وضع قوانین کشور دچار مشکل باشد، تمامی اینها مسائلی را ایجاد میکند که میتواند صنعت را کاملاً تحت تاثیر قرار دهد. پس باید تیمی مشترک بین صنعت و دولت تشکیل شود تا بستر بیرونی را برای کارها مساعد کنند.
اندیشه گستر: در مورد لجستیک نوین، فکر میکنید بستر آن در سایپا فراهم شده است؟
فراهم شدن بستر داخلی تا حد زیادی در دست خود سایپاست. گرچه از شرایط بیرونی تاثیر میپذیرد اما شرکت سایپا میتواند این بستر را برای خودش بهتر کند؛ همان گونه که پیوسته در تلاش برای این کار است. با این شرایط میتوان به سراغ مفاهیم نوین رفت و اگر امروز این کار را نکنیم، فردا دیر است و سختتر میشود؛ منتها باید انتخاب با ایجاد بستر مناسب و مشارکت جمعی همراه باشد.
هر بحثی یک محتوا و یک فرایند انجام دارد. بعضی اوقات ما برای فرایند انجام فکری نمیکنیم و میگوییم حتماً باید انجام شود ولی این را باید بدانیم که بدون فکر نمیتوان راه به جایی برد.
اندیشه گستر: شما از قانون صحبت کردید و گفتید وقتی لجستیک نوین میخواهد در سایپا عمل کند، قانونی میگذارد. آیا فکر میکنید این قانون به راحتی جا بیفتد و به آموزش نیاز ندارد؟
تصور من این است که در خودروسازیهایی مانند سایپا یا ایران خودرو، کارشناسها این قدر پیشرفت کردهاند که خودشان طالب مفاهیم نو هستند؛ منتها رسیدن به مفاهیم نو سخت است. اگر جایی کاری پیش نمیرود به خاطر سختی آن کار است. اغلب میدانند که مفاهیم نو بهتر از مفاهیم قدیمی است. مدیریتها و کارشناسان سایپا ذهنیت خوبی دارند. این قانونگذاری ممکن است حوزهای را تحت فشار قرار دهد اما باید فرصت داد تا مشکلات حل شود. من به پیشرفت تدریجی این قضیه مثبت نگاه میکنم.
اندیشه گستر: فکر میکنید مهمترین مشکل بر سر راه لجستیک نوین چیست؟
گاه حوزههای مختلف انتظار دارند که حوزههای دیگر بیشتر قدم بردارند؛ ضمن این که همه میدانند این آمادگی همیشه وجود ندارد. پس در واقع بحث ثبات سیاستها چه در داخل و چه در خارج (محیط درونی یا محیط بیرونی) بسیار مهم است. رسیدن به ثبات نسبی اهمیت فراوانی دارد. این ثباتها هستند که پایه این پیشرفتها را تضمین میکنند.
اندیشه گستر: میتوانید پیشبینی کنید که لجستیک نوین کی تحقق پیدا میکند؟
بستگی دارد به انجام پذیر بودن آن و این که به چه میزان در برنامه اصلی شرکت باقی بماند.
اندیشه گستر: آیا سایپا نیاز خاصی را احساس کرد و به سراغ این طرح رفت یا دلیل آن، مطرح شدن این موضوع در دانشگاه ها بود؟
خودروسازها ـ چه سایپا و چه ایران خودرو ـ خودشان به این آمادگی رسیدند که بتوانند از طرح لجستیک نوین استفاده کنند یعنی وجود آن را کاملاً احساس کردند.
اندیشه گستر: شما که به عنوان مشاور در این حوزه فعالیت میکنید، آیا آموزش را در این زمینه کافی میبینید؟
تا آنجا که من میدانم افرادی که تاکنون با این موضوع سروکار داشتهاند گفتهاند ضمن کار یا در سمیناری که از سوی شرکت سگولا در ایران برگزار شد، با این موضوع آشنایی یافتهاند. حتی برخی افراد در سمینارهای کوچکی که من برگزار کرده بودم و با همکاری دوستان راهنماهایی به زبان فارسی تهیه شده بود، با این موضوع آشنایی پیدا کردهاند اما به طور کلی میتوانم بگویم آموزش در این زمینه کافی نیست.
اندیشه گستر: با تشکر از این که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید. |