«جالب است بعضی وقتها آدم بعضی چیزهایی را میبیند و متأثر میشود که چرا بعضیها باید اینقدر سقوط کنند. بالاخره تورم و گرانی هست. همه ناراحتیم و داریم تلاش میکنیم که آن را کنترل کنیم. اولاً بعضیها خوشحال میشوند و جشن میگیرند! میگویند عجب چیزی گیرمان آمد! خوشحال میشوند که یک چیزی در جامعه گران شده. بعد هم کسانی که 15 یا 16 سال در این کشور فریاد میزدند که همه چیز باید آزاد بشود، خودتان را با اقتصاد جهانی منطبق کنید، قانون برنامههایی را هم که نوشتهاند، بخش مهمی از آن همین است.
اگر ما بخواهیم این قانون برنامه را اجرا بکنیم، یعنی یک جهش بزرگ در قیمتهای داخلی. کسانی بودند که میگفتند همه چیز را آزاد کن، بگذار جهش اتفاق بیفتد. همین الان دارند فشار میآورند که چرا قیمت بنزین را صددرصد آزاد نمیکنید، همین الان. آن وقت آنها اعتراض میکنند که چرا فلان. خب اگر مردم بگویند، یک چیزی. مردم درست میگویند و ما هم نوکر مردم هستیم، اما شما دیگر چرا هر روز تیتر میزنید و سخنرانی میکنید؟ شما باید خوشحال باشید که؟ چون شما 15یا 16 سال همین حرفها را میزدید. ما به همة ملت متعهدیم نه به یک عدة خاص.»
«الان ما سه نوع گرانی در سطح جامعه داریم؛ یک گرانی داریم که ناشی از ساختارهای اقتصادی است و از گذشته هم بوده که به آن تورم طبیعی میگوییم. سازوکارهای اقتصادی ما و دولت در تلاش است که این را کاهش بدهد. این تورم اول 1383 و 1384، 4/15درصد بوده.
بعضیها فکر میکنند همة کالاها یکسان بالا آمده است. این طوری نیست. 310 قلم کالای مصرف خانوار که تقریباً همة ملت مصرف میکنند و هر کدام یک تعدادش را مصرف میکنند، بعضیها هم همهاش را مصرف میکنند به نسبت وزنشان در زندگی. بالاخره گوشت یک وزنی دارد، میوه یک وزنی دارد، یخچال هم یک وزنی دارد. شما یک یخچال میخرید، 20 سال [ممکن است کار کند]، اما گوشت را ممکن است هر هفته بخرید. وزن اینها یک فرمولهایی دارد که بانک مرکزی تورم را اعلام میکند.
اول 1385 به اول 1384، این شد 1/12؛ سه و خردهای درصد کاهش پیدا کرد نسبت به 310 قلم و وزن هر کدام از اینها. این فرمول دارد. میگذارند و دائماً اطلاعات میدهند.
الان که ماه آذر است، به نسبت آذر سال قبل 9/11 است. یعنی باز یک مقداری ما پایینتر آمدهایم. این تورم به دلیل ساختارهای اقتصادی ماست. تا زمانی که ما پول نفت را به ریال [تبدیل کنیم] و مصرف کنیم، این اتفاق میافتد. یا قبلاً از بانک مرکزی قرض گرفته شده یا از بانکها پول آمده و وارد شده و این انباشته شده است. این هر سال کار خودش را میکند و هر سال هم یک مقدار اضافه میشود. بهخاطر کسر بودجههایی است که ما از نفت یا از استخراج آن جبرانش میکنیم.
تا زمانی که خارج از درآمدهای نفتی، سایر درآمدهای مالیات و بقیة درآمدها، خرج دولت را ندهد و ما مجبور باشیم تبدیل کنیم، یا اقتصاد ما اقتصاد آزاد منطبق بر جهان باشد که دیگر پول نفت تأثیر غیر عادی نداشته باشد و تأثیر عادی داشته باشد، این تورم هست و تلاش دولت این است که این را کاهش بدهد.
یک تورم دوم داریم که القایی است، یعنی وقتی که فضایی ساخته میشود که بدوید دارد گران میشود. از قبل دائماً خبردهیهای پیدرپی و ... خب کسی که یک کالایی دارد، میگوید فعلاً ما دستنگهداریم یا ما هم یک مقدار روی آن بگذاریم. این القائی است، این واقعاً ناشی از روابط اقتصادی نیست.
متأسفانه امسال یک مقدار این اتفاق افتاد که حالا من دربارة علتهایش بحث نمیکنم. علتهایش واقعاً معلوم است. من خودم صدها تیتر دیدم بدون اینکه هیچ منبعی باشد که حالا به بعضی از آنها اشاره خواهم کرد.
بخش دیگری داریم که اساسش کاذب است، واقعاً وجود ندارد، ولی اعلام میشود. اصلاً وجود ندارد و خبر از اساس غلط است. هیچ منبعی ندارد. بگذارید من دو سه تا از این خبرهای غلط را به شما بگویم تا ببینید از این جنس خبرها زیاد است.
یکی از دوستانمان که آدم خیلی خوب، امین و متدینی است، چند شب پیش با من ملاقاتی داشت. گفت آقا این چه وضعی است؟ شما با واردات بیرویه دارید بازار را کنترل میکنید. پدر کشور را درآوردهاید. ارز مملکت را دادهاید واردات کردهاید. من گفتم جدی اینطوری است؟ گفت بله. گفتم خب شما آماری، رقمی از جایی، چیزی داری؟ اولاً دولت که چیزی وارد نمیکند، دولت مقداری کالاهای اساسی را طبق قانون باید کسری آن را وارد کند و کوپنی آن را توزیع کند والا ما چیزی را وارد نمیکنیم.
بخش خصوصی [وارد میکند]. بعد شما آمار گمرک را دارید؟ ایشان گفت نه. گفتم شما اگر آمار گمرک را بگیرید، واردات امسال ما نسبت به پارسال 3/3 درصد اضافه شده است.
قانون که میآید، کالاها تکتک ثبت میشود. ارزیابی میشود، مینویسند، یک روند هست. همیشه همینطور است. در این 9 ماهه 3/3 درصد اضافه شده، اما در عوض صادرات غیر نفتی ما چهل و یکی دو درصد اضافه شده. این که خیلی اتفاق خوبی است. دولت اگر جلویش را رها میکرد که بیاید، ما چه مشکلی داشتیم؟ اینقدر هم تحت فشار سیاسی قرار نمیگرفتیم.
اگرچه طبق قانون برنامه ما نمیتوانیم کنترل قطعی بکنیم، اما با سازوکارهای اقتصادی، تشویق، فعالکردن نظامات تولیدی داخل و با دادن تشویقی برای صادرات، سهم صادرات را بالا بردهایم که یکی از اشکالات بزرگ اقتصاد ما این است که واردات زیاد و صادرات کم است؛ غیر از نفت.
این را باید بالا بیاوریم. خب ما هم پارسال جهش داشتهایم هم امسال. پارسال قانون برنامه 5/8 میلیارد دلار بود، ما 5/10 میلیارد صادر کردیم. جالب است بدانید سال اول برنامه بود. در برنامة اول 60 درصد محقق شد و برنامة دوم و سوم هر دو زیر 70 تا 75 درصد، اما در سال اول ما از برنامه جلو زدیم. سال دوم هم تا الان نه ماهة برنامه را رد کردهایم.»
«الان کتاب بودجه خودش اینقدر تبصره و بندهای گوناگون دارد و صدها حکم در قانون بودجه میآید که افراد باید سه واحد دانشگاهی بگذرانند تا بتوانند بر این مسلط شوند.
بسیاری از مدیران حتی تا پایان سال هم بر اجزای بودجه تسلط پیدا نمیکند. قرار شد تلاش کنیم یک بودجة عملیاتی و بسیار شفاف با تعیین حیطههای مسئولیت هر دستگاه انشاءا... تهیه شود که ساختارش آماده شده و الان یک نمونه بودجة 1386 بر اساس آن و با آن قالب تهیه شده و اشکالاتش دارد رفع میشود.
امیدواریم که بودجة 1387 را در قالب این بدهیم، بهگونهای که همه چیز شفاف باشد؛ هم مسئولیت و هم کارهایی که باید در طول سال انجام شود. مثلاً مشخص باشد که وزیر نیرو چقدر پول میگیرد و چقدر نیروگاه، چقدر کانال، چقدر شبکه باید تحویل دهد؛ مشخصاً با عدد و رقم.
در لایحة بودجه نیز پیچیدگی فراوانی وجود دارد. بسیاری از قوانین دائمی که در قالب تبصرهها مطرح میشود، در بودجه از بین رفته است. برخی مواقع بستن معاهدهنامه 9 ماه طول میکشد.
حیطة این مسئولیتها معلوم نیست. ممکن است 20 ارگان بودجة فرهنگی داشته باشند و با اینکه مسئولیت فرهنگی کشور در دست وزارت فرهنگ و ارشاد است، هیچ کدام از آنان پاسخگو نیستند.»
«نهادها باید پول خود را از وزرای مربوطه بگیرند، ولی متأسفانه تاکنون پول میگرفتند، ولی پاسخگو نبودند. ما این 600 دستگاه را جمع کردیم و به 68 دستگاه کاهش دادیم که احتمالاً آن را به 60 دستگاه تبدیل کنیم. در این حالت تنها 60 تا 68 مسئول وجود دارد که میتوان بهراحتی از آنها پاسخگویی را درخواست کرد.
باید بهگونهای بودجه نوشت که هر ایرانی وقتی لایحة بودجه را میخواند، بهراحتی متوجه شود که دولت میخواهد چه کاری انجام دهد. مردم باید حق خود را بشناسند. این بودجه آنقدر تودرتوست که حتی نخبگان نمیتوانند آشنایی کامل در خصوص آن پیدا کنند.
بهطور مثال ما بودجههای پژوهشی را جمع کردهایم. بخشی از آن دست معاونت علمی است و بخشی هم در اختیار وزراست که هر کس بخواهد از این بودجه استفاده کند، میتواند قرارداد ببندد» |