فلسفه و صنعت
شواهد تاریخی نشان میدهد که هر وقت و هر جا فلسفه اقتدار داشته است، علم، معیشت و صنعت از نظم و صلاح نسبی برخوردار بوده و هرجا که آشفتگی و پریشانی در رفتار و تعاملات پیدا شده، فلسفه و تفکر غایب بوده است. صنعت باید تابعی از فلسفه باشد و اگر فلسفه تابعی از صنعت قرار گیرد، نشانه ناکارایی آن نگاه فلسفی و معرفتشناختی است. دگرگونی و تنوع در رنگ و مدل فرآوردههای صنعتی نتیجه قهری و ناخواسته تغییر در شکل و ابزار دادوستدهای اجتماعی، انسانی و صنعتی و به¬منزله سیر تکاملی آنهاست.
|